close
تبلیغات در اینترنت
علی بن ابیطالب علیهما السلام ؛ یگانه صدیق اکبر «ق 4» (جدید)
جمعه 26 مرداد 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : عبد الحیدر حیدری |

باید حواست جمع باشد که سر نخ را از دست ندهی ..... حدیث اگر به نقل از یک رافضی و در فضایل اهل بیت علیهم السلام باشد پس باطل است !!

وقتی دیدی چنین است دیگر ترس به خود راه نده .... از قول هر عالمی که دوست داری استفاده کن تا یک یا چند راوی آن حدیث را بر زمین بزنی !

حتی اگر این علمایی که بعنوان جارح استفاده میکنی ، خودشان متهم و مجروج باشند ؛ خواه مدلس و نا آشنا به رجال باشند و خواه متهم در عقیده و مایل به جهمیه و خواه در علمای بزرگ روایت از آنها را ترک کرده باشند و خواه متشدد و جسور در جرح باشند و خواه ( حتی ) حاطب لیل باشند !

هدف بی اعتبار کردن روایات فضائل اهل بیت است و بس !

بسم الله الرحمن الرحیم

فقط امیرالمومنین سلام الله علیه ، صدیق اکبر است !

از جمله ویژگی های و فضایل بزرگی که از جانب رسول الله صلی الله علیه وآله برای امیرالمومنین سلام الله علیه بیان گردیده ، این است که ایشان بعنوان « صدیق اکبر » انتخاب شده اند. از آنجایی که نواصب تاب و تحمل فضائل امیرالمومنین علیه السلام را نداشته و ندارند لذا دست به تحریف این فضیلت برای اصنامشان زده و همانند آن را – ظلماً و زوراً – برای دیگران جعل کردند .
در این نوشتار به بیان اسناد مختلف روایاتی که بیان میکنند امیرالمومنین علیه السلام ، صدیق اکبر هستند می پردازیم و به برخی از شبهات حول تصحیح این روایات نیز پاسخ میدهیم.


از قول رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است که علی علیه السلام ، صدیق اکبر میباشد..



سخنی چند در باب جرح عباد بن عبدالله اسدی

شاید قوی ترین جرحی که بر عباد بن عبدالله وارد شده باشد قول بخاری است که گفته : فیه نظر !

صرفا قول بخاری نمی تواند در مقابل توثیقات و تعدیلات علمای دیگر رجال و حدیث اهل تسنن مقاومت نماید و برای همین هم ابن ملقن نیز عباد بن عبدالله را مختلف فیه خواند.
همچنین جرح بخاری با این لفظ از جمله جرح مبهم میباشد.

دکتر عبدالله جدیع در تعلیقه اش بر « المقنع » میگوید :
وقد ذكر بعض المتأخرين أن هذه اللفظة جرح شديد من البخاري ، والتحقيق يفيد غير ذلك ، فقد ثبت أن البخاري يقولها في كثير من الثقات ومن يقرب منهم ، والأشبه أن يقال : إنها من ألفاظ الجرح الخفيفة ؛ وفيها دلالة على التوقف في شأن الراوي ، وربما كانت لتردد البخاري في أمره ، أو أن يعلق قبول روايته على المتابعة والوفاق ، وعلى أي تقدير فإن الاشتباه في دلالة هذه اللفظه يقتضي من الباحث المنصف أن يرجح دلالتها من خلال دلالة ألفاظ غير البخاري في الراوي المعين ، بمعنى أن يعدها من ألفاظ الجرح المجملة .
برخی از متاخرین بیان کرده اند که این لفظ (فیه نظر) از الفاظ شدید جرح در نزد بخاری می باشد و ولی بر اساس تحقیق انجام شده این سخن صحیح نیست زیرا ثابت شده که بخاری در مورد بسیاری از ثقات و مشابه آنها ، این لفظ را بکار برده و بهتر آن است که بیان گردد : (فیه نظر از قول بخاری) از الفاظ جرح خفیف می باشد که دلالت بر توقف در مورد راوی دارد و چه بسا این تردید از بخاری باشد . و یا روایت آن راوی متابعتاً قبول نموده .در هر صورت اشتباه در دلالت این سخن بخاری ؛ این عملکرد پژوهشگر منصف را می طلبد که بعد از بررسی دلالت سخنان غیر از بخاری در مورد همان راوی معین ، ضمن قرار دادن لفظ بخاری بعنوان جرح مبهم ، از میان اقوال یکی را ترجیح دهد.

المقنع فی علوم الحدیث ، ج 1 ص 178، اسم المؤلف: سراج الدین عمر بن علی بن احمد الانصاری المشهور بابن الملقن الوفاه : 804 هـ، دار النشر : دار فواز للنشر - الاحساء- 1413ه / 1992 م ، الطبعة : الاولی ، تحقيق : عبدالله بن یوسف الجدیع

گروهی میخواهند با استناد به سخن ذهبی ، این جرح بخاری را جرح شدید جلوه دهند ولی دسته ای دیگر از علمای اهل تسنن این مطلب را رد کرده اند :
محمد خلف سلامه نیز در « لسان المحدثین » بعد از بیان اقوال گروهی از علما در این باب که عبارت «فیه نظر » از قول بخاری یعنی جرح شدید و مصادف است با رد نمودن روایت راوی ، به سخنان علمای مختلف در رد گروه اول اشاره کرده و این چنین میگوید :

هذه الدعاوى كلها فيها نظر ، وأما ما نقله الذهبي من كلام معزوٍّ للبخاري فأراه غير ثابت عنه ، بل هو منكر عنه ، ولقد انتهى التحقيق إلى خلافه


تمامی این سخنان (مدعیان جرح شدید بخاری) دارای اشکال می باشد و کلامی که ذهبی ، منتسب به بخاری نقل می کند ثابت نیست بلکه (انتساب آن به بخاری) صحیح نمی باشد و تحقیق در مورد این مطلب نیز بر خلافت این سخن ذهبی می باشد.


لسان المحدثين - مُعجم يُعنى بشرح مصطلحات المحدثين القديمة والحديثة ورموزهم وإشاراتهم وشرحِ جملة من مشكل عباراتهم وغريب تراكيبهم ونادر أساليبهم، ج 4 ص 145 ، اسم المؤلف: محمد خلف سلامة، دار النشر : ملفات ورد نشرها المؤلف في ملتقى أهل الحديث ؛ 14/2/2007


شیخ عبدالفتاح ابوغده در حاشیه اش بر کتاب « الرفع و التکمیل » از حبیب الرحمن اعظمی نقل می کند :
لا ينقضي عجبي حين أقرأ كلام العراقي، هذا، وكلام الذهبي، أن البخاري لا يقول : (فيه نظر) إلا فيمن يتهمه غالباً؛ ثم أرى أئمة هذا الشأن لا يعبأون بهذا، فيوثقون من قال فيه البخاري : ( فيه نظر ) أو يدخلونه في الصحيح .

هنوز تعجب من هنگامی که کلام عراقی را خواندن تمام نشده که (با این ) سخن ذهبی مواجه شدم که میگوید : بخاری در مورد راوی نمیگوید (فیه نظر) مگر اینکه غالبا او را متهم می داند. سپس دیدم که بزرگان این امر (رجال و حدیث) به این سخن بخاری هیچ اعتنایی نکرده و کسانی را که بخاری در مورد آنها گفته (فیه نظر ) توثیق کرده و بلکه احادیث آنها را داخل احادیث صحیح آورده اند.

عبدالرحمن اعظمی در ادامه به گروهی از راویانی که بخاری در مورد آنها گفته (فیه نظر) ولی دیگر علمای اهل تسنن ، آنها را توثیق و تعدیل کرده اند ، اشاره می کند .

و سپس میگوید :

والصواب عندي أن ما قاله العراقي ليس بمطرد، ولا صحيح على إطلاقه، بل كثيراً ما يقوله البخاري ولا يوافقه عليه الجهابذة، وكثيراً ما يقوله ويريد به إسناداً خاصاً، كما قال في (التاريخ الكبير) في ترجمة (عبد الله بن محمد بن عبد الله بن زيد رائي الأذان) : (فيه نظر، لأنه لم يذكر سماع بعضهم من بعض) ؛ وكثيراً ما يقوله ولا يعني الراوي ؛ فعليك بالتثبت والتأني .


نظر درست در نزد من این است که سخن عراقی مردود نیست ولی علی الاطلاق نیز صحیح نیست بلکه بسیاری از راویانی که بخاری در مورد آنها (فیه نظر ) گفته ، علمای این فن ، سخنش را قبول نکرده اند و در بسیاری از موارد ، منظور بخاری (از بیان فیه نظر ) در مورد سندی خاص می باشد آنچنان که در تاریخ کبیر در ترجمه عبدالله بن محمد بن عبدالله بن زید میگوید : فیه نظر ! زیرا او سماع حدیث یک راوی از دیگری را بیان نکرده است . و در بسیاری از موارد نیز منظور بخاری از بیان این عبارت ، اصلا متوجه راوی نیست . پس باید (در برخورد با این سخن بخاری در مورد راویان) تامل و دقت داشته باشی .

الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل ، ص 389 - 391 ، اسم المؤلف: محمد عبد الحي بن محمد عبد الحليم الأنصاري اللكنوي الهندي، أبو الحسنات الوفاه : 1304هـ، دار النشر : مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب- 1407 ، الطبعة : الثالثه ، تحقيق : عبدالفتاح ابوغده



 در هر صورت اگر جارح ، خودش مورد جرح قرار گرفته باشد در قبال دیگران مقبول نیست . چه برسد به بخاری که هم در عقیده مورد جرح بوده و هم در رجال ضعیف بوده و هم متهم به تدلیس است و همچنین دارای فتاوای شاذ میباشد.
خواننده محترم میتواند به سلسله مقالات قبلی ما در باب معرفی بخاری مراجعه نماید.



همچنین از قول ابن المدینی نیز روایت شده که در مورد عباد بن عبدالله گفته است : ضعیف !

گذشته از اینکه این جرح ، غیر مفسر میباشد و بر تعدیل مقدم نیست ، خود ابن المدینی نیز مورد جرح قرار گرفته است .

علماي اهل تسنن بیان کرده اند که ابن المدینی در بحث رویت الله قائل به نظرات جهمیه و ابن ابی دواد بوده است یعنی وی صراحت داشته که خداوند در قیامت قابل رویت نیست.

وقال العقيلي: جنح إلى ابن أبي دؤاد والجهمية وحديثه مستقيم


عقیلی گفت : ابن المدینی به نظرات ابن ابی دواد و جهمیه تمایل داشت و حدیث وی مستقیم میباشد.


إكمال تهذيب الكمال في أسماء الرجال ، ج 9 ص 354 رقم 3822 ، المؤلف: مغلطاي بن قليج بن عبد الله البكجري المصري الحكري الحنفي، أبو عبد الله، علاء الدين (المتوفى: 762هـ) ، المحقق: أبو عبد الرحمن عادل بن محمد - أبو محمد أسامة بن إبراهيم ، الناشر: الفاروق الحديثة للطباعة والنشر ، الطبعة: الأولى، 1422 هـ‍‍ - 2001 م


لذا احمد بن حنبل وی را ضعیف شمرده است :

قال العقيلي: قرأت على عبد الله بن أحمد كتاب «العلل» عن أبيه فرأيت فيه


عقیلی گفت : کتاب « العلل » را نزد عبدالله بن احمد به نقل از پدرش خواندم و نام او – ابن المدینی – را در آن مشاهده کردم.

موسوعة أقوال الإمام أحمد بن حنبل في رجال الحديث وعلله ، ج 3 ص 45 رقم 1873 ، جمع وترتيب: السيد أبو المعاطي النوري - أحمد عبد الرزاق عيد - محمود محمد خليل ، دار النشر: عالم الكتب  ، الطبعة: الأولى، 1417 هـ / 1997 م

ذهبی نیز در اینمورد از عقیلی نقل میکند :
قال لى عبد الله بن أحمد: كان أبي حدثنا عنه، ثم أمسك عن اسمه، وكان يقول: حدثنا رجل، ثم ترك حديثه بعد ذلك.

عبدالله بن احمد گفت : پدرم از او روایت میکرد سپس نام او را نمی آورد و میگفت : مردی برای من روایت کرد !! و بعد از آن نیز نقل حدیث از او را ترک کرد.


ميزان الاعتدال في نقد الرجال ، ج 3 ص 138 رقم 5874 ، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ) ، تحقيق: علي محمد البجاوي ، الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت - لبنان ، الطبعة: الأولى، 1382 هـ - 1963 م


و نظر به اعتقاد ابن المدینی در باب رویت الله ، بزرگانی همچون ابراهیم بن اسحاق حربی و حتی مسلم بن حجاج ( صاحب صحیح ) نیز از او روایت نکردند:

وقد تركه إبراهيم الحربى، وذلك لميله إلى أحمد بن أبي دواد، فقد كان محسنا إليه، وكذا امتنع مسلم من الرواية عنه في صحيحه لهذا المعنى کما امتنع أبو زرعة وأبو حاتم من الرواية عن تلميذه محمد لاجل مسألة اللفظ


ابراهیم حربی بخاطر میل ابن المدینی به احمد  بن ابی دواد روایت کردن از وی را ترک کرد و برای همین عقیده ابن المدینی نیز مسلم بن حجاج نیز از روایت کردن از وی در صحیحش امتناع ورزید. آنچنان که ابوزرعه و ابوحاتم رازی بخاطر مساله لفظ قرآن ، از شاگرد وی یعنی بخاری روایت نکردند.


ميزان الاعتدال في نقد الرجال ، ج 3 ص 138 رقم 5874 ، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ) ، تحقيق: علي محمد البجاوي ، الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت - لبنان ، الطبعة: الأولى، 1382 هـ - 1963 م



ابن المدینی نیز همانند شاگردش – محمد بن اسماعیل بخاری – در مساله اعتقاد به مخلوق بودن قرآن با دیگر علمای اهل تسنن اختلاف عقیده داشت و لذا بزرگانی همچون ابوزرعه رازی نیز روایت کردن از او را ترک کردند :


وقال عبد الرحمن بن أبي حاتم: كان أبو زرعة ترك الرواية عن علي من أجل ما كان منه في المحنة

عبدالرحمن بن ابی حاتم گفت : ابوزرعه نقل روایت از علی بن المدینی را بخاطر عقیده وی در لفظ قرآن را ترک کرد.


ميزان الاعتدال في نقد الرجال ، ج 3 ص 138 رقم 5874 ، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ) ، تحقيق: علي محمد البجاوي ، الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت - لبنان ، الطبعة: الأولى، 1382 هـ - 1963 م


شاید برای همیت مطالب مسلّم و واضح بود که عقیلی نام ابن المدینی را در شمار ضعفاء ( ج 3 ص 235 رقم 1237 ) آورده است .



همچنین به قول ازدی متشدد که گفته « روی احادیث لا یتابع علیها » اعتنایی نیست چه اینکه روایت مورد نظر ما دارای شواهد و متابعات بود و گذشته از آن ، وقتی علمای زیادی از اهل تسنن عباد بن عبدالله را تعدیل کرده اند به قول ازذی اعتباری نیست.
ضیاء الرحمن اعظمی نیز در مورد ازدی میگوید :
و قد صرح الحافظ ابن حجر فی عده مواضع بتضعیفه یقول : و لا عبره بقول الازدی ، لانه هو الضعیف فکیف یعتمد فی تضعیف الثقات .
و قال فی التهذیب : لم یلتفت احد الی قول الازدی بل الازدی غیر مرضی
و کان الازی متشددا فی الجرح . قال الذهبی : هو قوی النفس فی الجرح

حافظ ابن حجر در برخی مواضع صراحت بر تضعیف ازدی داشته و میگوید : هیچ اعتنایی به سخن ازدی نیست زیرا او – خودش – ضعیف است پس چگونه در تضعیف راویان ثقه می توان به او اعتماد کرد؟
و در تهذیب التهذیب میگوید : هیچیک – از علما – به سخن ازدی اهمیتی نمی دهند بلکه خود ازدی مورد قبول نیست .
ازدی در جرح سخت گیر و متشدد بود و ذهبی میگوید : او در جرح کردن ، جسور بود.

دراسات فی الجرح و التعدیل ، ص490 ، اسم المؤلف: محمد ضیاء الرحمن الاعظمی ، دار النشر : مکتبه الغرباء الاثریه – مدینه المنوره- 1415 ه / 1995 م - ، الطبعة : الأولى


داستانی را هم که ابن جوزی از قول احمد بن حنبل در مورد روایت « انا الصدیق الاکبر » آورده نظر به قرائن مختلف ، مردود است و بلکه خود ابن جوزی نیز حاطب لیل است آنچنان که ابن حجر در لسان المیزان ج 2 ص 400 ( تحقیق ابوغده ) می گوید .


نتیجه :
**روایت شریفه « انا الصدیق الاکبر » به اسناد مختلف از 11 صحابی و 7 تابعی وارد شده و دارای وشواهد و متابعات نیز میباشد.

**همچنین چند تن از علمای اهل تسنن تصریح به صحت این روایت داشته و راویان آن را توثیق کرده اند و حتی سندی معترف است که هیچ خللی در سند این روایت نیست بلکه همه مشکل علمای اهل تسنن در متن این روایت میباشد .

**گروهی از علمای اهل تسنن نیز بواسطه قبول این روایت ، یکی از القاب امیرالمومنین را « صدیق اکبر » میدانند.

**راوی –عباد بن عبدالله اسدی- که برخی از نواصب وی را ضعیف شمرده و لذا حدیث را زیر سوال می برند لااقل دارای 20 توثیق و تعدیل از سوی علمای اهل تسنن در طول تاریخ بوده و همین امر برای اثبات اعتبار او کفایت میکند.

**جرح و اشکالی از سوی برخی از علما در مورد عباد بن عبدالله وارد شده نیز قابلیت مقابله با توثیقات را نداشته چه اینکه جارحین یا خودشان متهم اند و یا جرحشان مفسر نیست !

**و در صورت قبول ورود جرح ، از آنجایی که توثیقات زیادی در مورد عباد بن عبدالله وارد شده – آنچنان که ابن ملقن گفت – عباد بن عبدالله مختلف فیه است !

**حدیث مختلف فیه نیز در اهل تسنن بعنوان حدیث حسن است و معمول به میباشد.


العبد الاحقر – مقداد العلوی

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : پنجشنبه 19 شهريور 1394 | نظرات () بازدید : 128


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


سایت islamtxt.ir یکی از بهترین و مفیدترین سایت های شیعه در موضوع نقد وهابیت و پاسخ به شبهات آنها بود که تقریبا در مهر ماه سال 1393 به دلیل نامعلومی از دسترس خارج شد _ بنابر گزارشی توسط وهابیت هک شد _ و کشیدن انتظار بازگشایی آن ، ده ماه شد تا اینکه با عنایت خدا ، موفق شدیم بسیاری از مطالب سایت اسلام تکس شیعه را بازگردانیم . مقالاتی که علامت * خورده اند ، فاقد مطلب هستند ؛ زیرا تاکنون موفق نشدیم به آنها دست یابیم. البته امیدواریم نویسندگان مقالات ، به این وبلاگ مراجعه کنند و مقالات ستاره دار را در اختیارمان قرار دهند ...
بالای صفحه
اسلام تکس | پاسخ به شبهات
firefox
opera
google chrome
safari