close
تبلیغات در اینترنت
اَسلم غلام عمر بن خطاب: من شاهد بودم که عمر می خواست خانه فاطمه را آتش بزند!(جديد)
جمعه 26 مرداد 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : عبد الحیدر حیدری |

قاضی: آیا شما شیعیان برای این ادعای تان که عمر بن خطاب تهدید کرد خانه ی فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) را با اهلش آتش بزند، شاهدی هم دارید؟

شیعه (وکیل مدافع حضرت زهرا علیها سلام): بله.

وهابی (وکیل مدافع عمر بن خطاب): من اعتراض دارم! شیعه ها دروغ گویند! اصلاً ادعاهای شان قابل قبول نیست. شاهد کجا بوده؟ نیامده می گویم این شاهد ضعیف است؛ اصلاً واقعه را درک نکرده؛ دروغگوست؛ قبول نیست؛ ققط کسی را که مورد تائید ما باشد قبول می کنیم؛ تازه به شرطی که چیزی نگوید که به بزرگان صحابه و مخصوصاً خلفا بی احترامی بشود.

قاضی: ساکت! اعتراض پذیرفته نیست. لطفاً شاهد را به جایگاه فرابخوانید.

شیعه: بله این شاهد کسی نیست جز اسلم قرشی غلام عمر بن خطاب، کسی که خودش در آن وقایع حضور داشته و از نزدیک شاهد آتش زدن خانه ی سرور زنان عالم بوده است!

 بسم الله الرحمن الرحیم

روایات فراوانی در منابع اهل تسنن وجود دارد که در آن تصریح به تهدید به آتش زدن خانه ی وحی توسط عمر بن خطاب شده است. یکی از این روایات همانی است که ابن ابی شیبه شیخ بخاری در کتابش به سند صحیح و به نقل از اسلم غلام عمر آورده است.

رجوع کنید به مقالات زیر:

تهدید به آتش زدن خانه وحی - روایت ابن ابی شیبه

بخش اول - بخش دوم - بخش سوم

 

جالب این که این روایت اسلم در مدارک اهل تسنن به شدت دچار تحریف و دستبرد شده است.

رجوع کنید به مقاله ی زیر:

تحريفات در اسناد فاطمیه « بخش دوم »

و همین تحریفات نشان می دهد که این روایت دارای سند صحیح است، وگرنه نیازی به این تحریفات نداشت. با این وجود یکی از اشکالات مذبوحانه ی وهابیت برای ردّ این روایت، ادعای بیجای منقطع بودن سند آن است؛ به این ترتیب که اسلم در آن ماجرا حضور نداشته است.

استاد ما جناب مقداد العلوی، در بخش دوم از مقالات فوق به بررسی ادعای انقطاع سند، از منظر اهل تسنن پرداخته و غلط بودن آن را نشان داده است.
در این مقاله ما مدارک دیگری از منابع غیر شیعیان امامی را ذکر می کنیم که ادعای منقطع بودن سند روایت اسلم را رد کرده و تهدید به احراق بیت وحی از سوی عمر بن خطاب را بیش از پیش اثبات می کند.

*************

الف) متن روایات
در برخی کتاب های زیدیه روایاتی وجود دارد که تصریح بر حضور اسلم در ماجرای احراق بیت وحی دارد. " ابو العباس احمد بن ابراهيم‏ حسنی " (متوفای 353هـ) در کتاب خویش چنین می نویسد:

زید بن اسلم از پدرش روایت می کند که گفت: من از کسانی بودم که هیزم به در خانه ی علی (علیه السلام) حمل می کرد. عمر در آنجا گفت: به خدا که ای علی اگر از خانه خارج نشوی، خانه را با هر که در آن است به آتش می کشم!
همچنین زید بن اسلم از پدرش روایت می کند که گفت: من شاهد بودم که عمر بن خطاب روزی که می خواست خانه ی فاطمه را بر او بسوزاند می گفت: اگر از این که خارج شده و با ابوبکر بیعت نمایند سر باز زدند، خانه را بر سرشان می سوزانم. من (=اسلم) به عمر گفتم: فاطمه در این خانه است، آیا [ باز هم] می خواهی آن را بسوزانی؟! گفت: پس من و فاطمه با هم روبرو خواهیم شد!!
أخبرنا محمد بن جعفر الحداد السروي بإسناده عن زيد بن أسلم عن أبيه، قال: كنت فيمن حمل‏ الحطب‏ إلى باب علي عليه السلام، فقال عمر: و اللّه لئن لم تخرج يا علي لأحرقن البيت بمن فيه‏.
أخبرنا محمد بن جعفر الحداد بإسناده‏ عن زيد بن أسلم عن أبيه قال: شهدت عمر بن الخطاب يوم أراد أن يحرق على فاطمة بيتها، و قال: إن أبوا أن يخرجوا فيبايعوا أبا بكر أحرقت عليهم البيوت، فقلت لعمر: إن في البيت فاطمة، أ فتحرقها؟ قال: سألتقي أنا و فاطمة.
المصابيح، أبو العباس الحسني، ص 259 و 260 (مؤسسة الإمام زيد بن علي - صنعاء - 1423هـ)

همین دو روایت با سند متصل در کتاب دیگری از زیدیه آمده است. " المنصور بالله عبد الله بن حمزة بن سليمان " (متوفای 614هـ) این دو روایت را با سند خویش از ابو العباس حسنی نقل کرده است:

وبالإسناد المتقدم عن السيد أبي العباس الحسني، قال: أخبرنا محمد بن جعفر الحداد السروري، قال: حدثنا محمد بن الفضل بن حاتم النجار، قال: حدثنا إسحاق بن راهويه، قال: حدثنا محمد بن بشير العبدي، عن عبد الله بن عمر العمري، عن زيد بن أسلم، عن أبيه، قال: كنت فيمن حمل الحطب إلى باب علي عَلَيْه السَّلام قال عمر: والله لئن لم يخرج علي بن أبي طالب لأحرقن البيت بمن فيه.
وبهذا الإسناد عن أبي العباس الحسني قال: أخبرنا محمد بن جعفر الحداد قال: حدثنا علي بن أبي طالب السياط الجرجاني قال: حدثنا أبو الأسود البصري عبد الجبار عن ابن لهيعة عن أبي الأسود محمد بن عبد الرحمن بن السائب عن زيد عن أبيه، قال: شهدت عمر بن الخطاب يوم أراد أن يحرق على فاطمة بيتها فقال: إن أبوا أن يخرجوا فيبايعوا أحرقت عليهم البيت؛ فقلت لعمر: إن في البيت فاطمة أفتحرقها؟ قال: سنلتقي أنا وفاطمة.
الشافي، عبد الله بن حمزة الحسني، ج 4 ص 173 (منشورات مكتبة اليمن الكبرى - صنعاء - 1406هـ) ج 4 ص 401 و 402 (منشورات مكتبة أهل البيت - صعدة  - 1429هـ)

ب) دلالت روایات
در این روایات اسلم تصریح می کند که:
من شاهد بودم عمر بن خطاب روزی که می خواست خانه ی فاطمه را بر او بسوزاند
و من از کسانی بودم که هیزم به در خانه ی علی (علیه السلام) حمل می کرد

این روایات به خوبی نشان می دهند که ادعاهائی چون انقطاع سند روایت اسلم، غیر علمی و بی ارزش است؛ بلکه معلوم می کنند که اسلم نه تنها در آن ماجرا حضور داشته و شاهد بوده، بلکه خودش هم جزء مهاجمین به خانه ی وحی بوده است.

ج) سند روایات
نکته ی جالب توجه، سند روایت نخست است که با سند روایت ابن ابی شیبه تشابه تام دارد.
بقیه ی سند هم زیدی است و زیدیان نزد اهل تسنن مقبول هستند. به عنوان مثال چند كتاب را در موضوعات مختلف نام می بریم که نزد اهل تسنن و وهابيت مقبول و مورد مراجعه است.

كتاب "الأمالي الشجرية" در موضوع حدیث تاليف «المرشد بالله يحيى بن الحسين الحسني الشجري الجرجاني »(متوفاى 499هـ)
کتاب های "العواصم والقواصم في الذب عن سنة أبي القاسم" و مختصرش "الروض الباسم في الذب عن سنة أبي القاسم" در موضوع علم حدیث تاليف «ابن الوزير عز الدين اليمني »(متوفاى 840هـ)
کتاب "توضيح الأفكار" در موضوع مصطلح الحديث تالیف «الأمير محمد بن إسماعيل الحسني الصنعاني»(متوفاى 1099هـ)
کتاب های "نيل الأوطار" در موضوع حدیث و "فتح القدير" در موضوع تفسیر تالیف «محمد بن علي بن محمد الشوكاني اليمني»(متوفاى 1173هـ)

اين سه نفر آخر چنان در افکار و عقاید سلفی ذوب شده اند که بسیاری از اهل تسنن آن ها را جزء خودشان می شمارند، از این رو بین اهل تسنن سوال است که بالاخره اینان زیدی هستند یا سنی!
برای نمونه به این سوال و جواب مراجعه نمائید:
الإمام الشوكاني وكتاباه نيل الأوطار وفتح القدير

توجه داشته باشید که زیدیه از شیعیان امامیه محسوب نشده، بلکه در بسیاری مسائل عقیدتی و فقهی به شدت به اهل تسنن نزدیک هستند؛ تا جائی که بسیاری نویسندگان کتب فرَق اذعان کرده اند که زیدیه نزدیک ترین فرقه های تشیع به اهل تسنن است، بلکه زیدیه به اهل تسنن نزدیک ترند تا به شیعه ی امامیه.
خوب است در اینجا تصریح تعدادی از علمای اعلام اهل تسنن و وهابیت را بیاوریم.

سمعانی (562هـ):

زیدیه و امامیه با هم ضد هستند. اما زیدیه بهترین آنان هستند زیرا امامت مفضول بر فاضل را جایز دانسته و امامت ابو بکر و عمر را صحیح دانسته و می گویند: علی افضل از آن دو بوده است. اما امامیه قائل به استحقاق امامت برای علی هستند و برای مفضول چیزی نمی بینند و امامت شیخین را صحیح نمی دانند.
الزيدية والإمامية ضدان فأما الزيدية خيرهم لأنهم يجوزون إمامة المفضول على الفاضل ويصححون إمامة أبي بكر وعمر رضي الله عنهما ويقولون بأن عليا رضي الله عنه أفضل منهما والإمامية تقول باستحقاق الإمامة لعلي رضي الله عنه ولا يرون للمفضول شيئا ولا يصححون إمامة الشيخين رضي الله عنهما.
الأنساب، السمعاني، ج 3 ص 188 (دار الفكر - بيروت - الطبعة الأولى - 1998م)

ابن تیمیه حرانی (728هـ):

شیعیان سه درجه دارند: بدترین شان غالیان هسیتند که برای علی شأنی الهی قرار داده یا او را به نبوت وصف می نمایند. کفر اینان برای هر مسلمانی که اسلام را می شناسد روشن است و کفرشان از این جهت از جنس کفر نصاری است، گرچه از جهات دیگری به یهود شبیه اند. درجه ی بعدی رافضه معروف هستند، مثل امامیه و غیر آن ها که معتقدند علی به نص جلی یا خفی امام حق بعد از نبی است و به او ظلم شده و حقش گرفته شده است. اینان ابو بکر و عمر را دشمن داشته و آن دو را دشنام می دهند. و این نزد بزرگان ما چهره ی رافضه است و آن دشمنی ابو بکر و عمر و سبّ شان است. درجه ی سوم: مفضله از زیدیه و غیر آنان هستند که علی را بر ابو بکر و عمر برتری می دهند، لکن به امامت آن دو و عدالت شان معتقد بوده و آن دو را دوست می دارند. این درجه از شیعیان اگرچه باطل است، اما تعداد زیادی از اهل فقه و عبادت به آن منسوب هستند، و کسانی که در این گروه شیعه هستند به گروه های قبلی شیعه نزدیک نیستند، بلکه نسبت به رافضه به اهل سنت نزدیک ترند. زیرا آن ها با رافضه در امامت شیخین و عدالت و دوستی شان منازعه دارند، و با اهل سنت در برتری آن دو بر علی منازعه دارند، و نزاع نخست بزرگ تر است. ولی این ها نردبانی هستند که رافضه از آن بالا می روند، پس اینان (=زیدیه) برای آن ها (=رافضه) در حکم در هستند.
والشيعة هم ثلاث درجات ، شرها الغالية الذين يجعلون لعلي شيئا من الإلهية أو يصفونه بالنبوة ، وكفر هؤلاء بين لكل مسلم يعرف الإسلام ، وكفرهم من جنس كفر النصارى من هذا الوجه ، وهم يشبهون اليهود من وجوه أخرى ، والدرجة الثانية : وهم الرافضة المعروفون ، كالإمامية وغيرهم ، الذين يعتقدون أن عليا هو الإمام الحق بعد النبي صلى الله عليه وسلم بنص جلي أو خفي ، وأنه ظلم ، ومنع حقه ، ويبغضون أبا بكر وعمر ويشتمونهما ، وهذا هو عند الأئمة سيما الرافضة وهو بغض أبي بكر وعمر وسبهما . والدرجة الثالثة : المفضلة من الزيدية وغيرهم ، الذين يفضلون عليا على أبي بكر وعمر ، ولكن يعتقدون إمامتهما وعدالتهما ويتولونهما ، فهذه الدرجة وإن كانت باطلة ، فقد نسب إليها طوائف من أهل الفقه والعبادة ، وليس أهلها قريبا ممن قبلهم ، بل هم إلى أهل السنة أقرب منهم إلى الرافضة ، لأنهم ينازعون الرافضة في إمامة الشيخين وعدلهما وموالاتهما ، وينازعون أهل السنة في فضلهما على علي ، والنزاع الأول أعظم ، ولكن هم المرقاة التي تصعد منه الرافضة فهم لهم باب .
الفتاوى الكبرى، ابن تيمية، ج 5 ص 48 (دار المعرفة - بيروت)

همان طور که بسیاری از نیکان شیعه ی زیدیه گفته اند: درست است که علی از ابو بکر و عمر و عثمان افضل است، ولی مصلحت دینی خلافت اینان را اقتضا می کرد، زیرا در دل های بسیاری از مسلمین به خاطر کشتن نزدیکان آن ها از علی نفرت و کینه وجود داشت. لذا اتفاق کلمه بر اطاعت از او بوجود نمی آمد. بنابر این ولایت مفضول جایز است.
این سخنی است که بسیاری از خوبان شیعه گفته اند و آن ها کسانی اند که گمان می کنند علی افضل است و در عین حال می دانند که خلافت ابو بکر و عمر حقی است که طعن در آن ممکن نیست. به این ترتیب میان این (=افضلیت علی) و آن (=صحّت خلافت خلفا) جمع کرده اند.
كما يقول كثير من خيار الشيعة الزيدية إن عليا كان أفضل من أبي بكر وعمر وعثمان ولكن كانت المصلحة الدينية تقتضي خلافة هؤلاء لأنه كان في نفوس كثير من المسلمين نفور عن على بسبب من قتله من أقاربهم فما كانت الكلمة تتفق على طاعته فجاز توليه المفضول لأجل ذلك.
فهذا القول يقوله كثير من خيار الشيعة وهم الذين ظنوا أن عليا كان أفضل وعلموا أن خلافة أبي بكر وعمر حق لا يمكن الطعن فيها فجمعوا بين هذا وهذا بهذا الوجه.
منهاج السنة النبوية، ابن تيمية، ج 6 ص 331 (مؤسسة قرطبة - الطبعة الأولى - 1406هـ)

ابن کثیر دمشقی سلفی (774هـ):

اکثر اهل مکه تا به امروز بر مذهب زیدیه هستند، و در مذهب شان حقی است و آن تعدیل شیخین است، و باطلی است و آن هم اعتقاد به تفضیل علی بر آن هاست.
وغالب اهل مكة إلى اليوم على مذهب الزيدية وفي مذهبهم حق وهو تعديل الشيخين وباطل وهو اعتقاد تقديم على عليهما.
البداية والنهاية، ابن كثير القرشي، ج 9 ص 330 (مكتبة المعارف - بيروت)

قلقشندی (821هـ):

زیدیه کسانی اند که قائل به امامت زید بن علی بن حسین بن امیر المومنین علی بن ابی طالب هستند.
در تعریف شان گفته شده: آن ها نزدیک ترین گروه - شیعه - به اهل سنت هستند.
از مذهب زید جواز امامت مفضول با وجود افضل است، و می گوید: علی افضل صحابه بود ولی امامت را به ابو بکر و عمر تفویض کردند به خاطر مصلحتی که دیدند و قاعده ی دینی ای که آن را رعایت کردند از نشاندن آتش فتنه و آرام کردن قلوب عامه، با این که علی نزد آن ها بر شیخین برتری داشت. اتباع زید معتقدند این سخن همان اعتقاد حق است و هرکس با آن مخالفت کند از راه حق خارج شده و گمراه شده است.
الزيدية وهم القائلون بإمامة زيد بن علي بن الحسين السبط ابن أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه ... .
قال في التعريف وهم أقرب القوم إلى القصد الأمم... .
وكان من مذهب زيد هذا جواز إمامة المفضول مع قيام الأفضل ويقول إن عليا رضي الله عنه كان أفضل الصحابة رضوان الله عليهم إلا أن الإمامة فوضت إلى أبي بكر وعمر رضي الله عنهما لمصلحة رأوها وقاعدة دينية راعوها من تسكين نائرة الفتنة وتطييب قلوب العامة مع تفضيل علي على الشيخين عندهم في أوانهم وأتباعه يعتقدون أن هذا هو المعتقد الحق ومن خالفه خرج عن طريق الحق وضل عن سواء السبيل.
صبح الأعشى في صناعة الإنشا، ج 13 ص 230 (وزارة الثقافة - دمشق - 1981م)

شمس الدین اسیوطی (880هـ):

زیدیه نزدیک ترین گروه - شیعه - به اهل سنت هستند. سخن شان این است که ابو بکر و عمر امامان عادلی بودند و ولایت شان به اقتضای مصلحت درست است، با این که علی از آن دو افضل بود. زیدیه ولایت مفضول را بر فاضل در برخی اوقات که مصلحت اقتضا کند یا برای ترس از فتنه جایز می دانند.
وأما الزيدية فهم أقرب القوم إلى القصد الأمم وقولهم إن أبا بكر وعمر رضي الله عنهما أئمة عدل وأن ولايتهما كانت لما اقتضته المصلحة مع أن عليا رضي الله عنه أفضل منهما ويرون جواز ولاية المفضول على الفاضل في بعض الأحيان لما تقتضيه المصلحة أو لخوف الفتنة.
جواهر العقود، شمس الدين الأسيوطي، ج 2 ص 276 (دار الكتب العلمية - بيروت)

احمد امین مصری (1373هـ):

همانا مذهب زیدیه منصف ترین مذاهب شیعه و نزدیک ترین شان به اهل سنت است.
إن مذهب الزيدية أعدل مذاهب الشيعة و أقربها إلى أهل السنة .
فجر الإسلام، أحمد أمين، ص 272 (دار الکتاب العربی - بيروت - الطبعة العاشرة - 1969م)

چنان که گفتیم زیدیه فقط در عقاید با اهل تسنن قرابت ندارند، بلکه در مسائل فقهی هم به اهل تسنن بسیار نزدیک هستند.

آیت الله سبحانی در این باره می نویسد:


همانا زیدیه در حجیت قیاس و استحسان و اجماع بما هو هو بدون این که کاشف از قول معصوم باشد، و حجیت قول صحابی و فعلش با اهل تسنن یکی هستند. به همین خاطر نزد اهل تسنن معتدل ترین گروه شیعی شناخته شده و آغوش بازتری برای آن ها دارند.
اهل تسنن در فروع با زیدیه در قیاس و استحسان و اجماع بما هو هو و حجیت قول و فعل صحابی، یکی هستند. به همین دلیل زیدیه گروهی هستتد که بیشترین پذیرش را از اهل تسنن دارند.
إنّ الزيدية التقت في القول بحجّية القياس و الاستحسان و الإجماع بما هو هو، دون كونه كاشفاً عن قول المعصوم، و حجية قول الصحابي و فعله، مع أهل السنّة و لذلك صاروا أكثر فرق الشيعة اعتدالًا- عند أهل السنّة- و ميلًا إلى التفتح معهم.
و أمّا الفروع فقد التفّت الزيدية حول القياس و الاستحسان و الإجماع، و جعلوا الثالث بما هو هو حجّة، كما قالوا بحجية قول الصحابي و فعله، و بذلك صاروا أكثر فرق الشيعة تفتّحاً مع أهل السنّة.
بحوث في الملل و النحل، ج ‏7 ص 467 و ج‏ 9 ص 243

نتیجه
آنچه درباره ی زیدیه گفته شد، برای این بود که نشان داده شود مدارک ارائه شده در این مقاله ربطی به شیعیان امامی ندارد، بلکه این مدارک مربوط به مخالفین امامیه است.
شیعیان امامیه قائل به بطلان خلافت اولی و دومی بوده و آن دو را ظالم به حقّ امیر المومنین و حضرت زهرا (سلام الله علیهما و علی آلهما) و بلکه قاتل حضرت زهرا (علیها السلام) می دانند. در حالی که زیدیه قائل به صحّت خلافت آن دو و عدالت شان بوده و بلکه دوستی شان را واجب می دانند؛ بنابر این در نقطه ی مقابل شیعیان امامی هستند. لذا وقتی در کتاب های چنین گروهی مطلبی بر ضدّ اعتقادشان یافت شود، صحّت عقیده ی شیعه ی امامیه را در موضوع احراق بیت وحی نشان می دهد که حتی مخالفینش هم به آن قائل هستند.
دیگر آن که به تصریح بزرگان اهل تسنن و وهابیت، زیدیه به اهل تسنن نزدیک ترند تا شیعیان امامی. لذا می توان مدارک ارائه شده در این مقاله را به عنوان احتجاج بر اهل تسنن مطرح کرد و ادعای گزاف آنان را مبنی بر انقطاع سند روایت اسلم مردود شمرد.

 

*********

با دیدن این همه دلیل و مدرک، وهابیانی که نمی خواهند این عمل عمر بن خطاب (یعنی تهدید به احراق بیت وحی) را به عنوان واقعیتی تاریخی بپذیرند، خود را به کوری می زنند تا بتوانند از شرّ آن خلاص شوند.

به عنوان مثال " عبد الرحمن محمد سعيد دمشقية " در قسمتی از رساله ی دکترای خود با عنوان " أحاديث يحتج بها الشيعة " که به زعم خویش به ردّ احادیث احتجاجی شیعه پرداخته، پس از ذکر روایت ابن ابی شیبه چنین می نگارد:

می گویم: این روایت منقطع است زیرا زید بن اسلم احادیث را ارسال می کرده (یعنی بدون سند حدیث نقل می کرده) و احادیثش از عمر منقطع است همان طور که حافظ ابن حجر - در تقریب التهذیب - به آن تصریح کرده است، همین طور شیخ آلبانی - در ازالة الدهش -.

على أن ابن أبي شيبة قد أورد رواية أخرى من طريق محمد بن بشر نا عبيد الله بن عمر حدثنا زيد بن أسلم عن أبيه أسلم أنه حين بويع لأبي بكر بعد رسول الله  صلى الله عليه وسلم  كان علي والزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول الله  صلى الله عليه وسلم  فيشاورونها ويرتجعون في أمرهم فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال يا بنت رسول الله  صلى الله عليه وسلم  والله ما من أحد أحب إلينا من أبيك وما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك وأيم الله ما ذاك   بمانعي ان اجتمع هؤلاء النفر عندك إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت قال فلما خرج عمر جاؤوها فقالت تعلمون أن عمر قد جاءني وقد حلف بالله لئن عدتم   ليحرقن عليكم البيت  وأيم الله ليمضين لما حلف عليه فانصرفوا راشدين فروا رأيكم ولا ترجعوا إلي فانصرفوا عنها فلم يرجعوا إليها حتى بايعوا لأبي بكر» (المصنف 7/432 ترجمة37045 ).
قلت: وهذه رواية منقطعة لأن زيد بن أسلم كان يرسل وأحاديثه عن عمر منقطعة كما صرح به الحافظ ابن حجر (تقريب التهذيب رقم2117) كذلك الشيخ الألباني (إزالة الدهش37 وانظر كتاب معجم أسامي الرواة الذين ترجم لهم الألباني2/73).

در جواب می گوئیم:

اولاً جناب دمشقیه دو موضوع را با هم آمیخته و در نشانی هائی که داده فریب کاری نموده است. زیرا ابن حجر فقط گفته: زید بن اسلم ارسال می کرده، و آلبانی فقط گفته: روایت زید بن اسلم از عمر منقطع است. نه این که هر دو نفر هر دو موضوع را بیان کرده باشند.

زيد بن أسلم العدوي مولى عمر أبو عبد الله وأبو أسامة المدني. ثقة عالم وكان يرسل. من الثالثة مات سنة ست وثلاثين ع.
تقريب التهذيب، ابن حجر العسقلاني، ص 222 رقم 2117 (دار الرشيد - سوريا) ج 1 ص 326 رقم 2123 (دار المكتبة العلمية - لبنان)

قال ناصر: قلت: هذا ضعیف لانقطاعه بین عمر و زید بن أسلم.
إزالة الدهش والوله، محمد بن ادريس القادري، هامش ص 37 (المكتب الإسلامی - الطبعة الأولى - 1414هـ)

ثانیاً اساساً راوی اصلی این روایت زید بن اسلم نیست که بخواهیم بحث ارسال را پیش بکشیم. گویا چشمان جناب دمشقیه قدرت دید خود را چنان از دست داده که نتوانسته آنچه خودش از سند ابن ابی شیبه 4 خط بالاتر نوشته را ببیند: "زيد بن أسلم عن أبيه أسلم" . یعنی زید بن اسلم از پدرش اسلم این ماجرا را تعریف کرده است.
آری برای قبول نکردن حق، و زدودن دامان خلیفه ی ثانی از این ننگ بزرگ، یعنی تهدید به آتش زدن خانه ی وحی، طرفدارانش باید هم این چنین به دست و پا زدن افتاده و اراجیف ببافند و در روز روشن دروغ بگویند!


فللّه الحجة البالغة.
سلیم هلالی

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : پنجشنبه 19 شهريور 1394 | نظرات () بازدید : 162


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


سایت islamtxt.ir یکی از بهترین و مفیدترین سایت های شیعه در موضوع نقد وهابیت و پاسخ به شبهات آنها بود که تقریبا در مهر ماه سال 1393 به دلیل نامعلومی از دسترس خارج شد _ بنابر گزارشی توسط وهابیت هک شد _ و کشیدن انتظار بازگشایی آن ، ده ماه شد تا اینکه با عنایت خدا ، موفق شدیم بسیاری از مطالب سایت اسلام تکس شیعه را بازگردانیم . مقالاتی که علامت * خورده اند ، فاقد مطلب هستند ؛ زیرا تاکنون موفق نشدیم به آنها دست یابیم. البته امیدواریم نویسندگان مقالات ، به این وبلاگ مراجعه کنند و مقالات ستاره دار را در اختیارمان قرار دهند ...
بالای صفحه
اسلام تکس | پاسخ به شبهات
firefox
opera
google chrome
safari