close
تبلیغات در اینترنت
فحاشی و توهین های عثمان به امیرالمومنین علیه السلام ! (جدید)
جمعه 26 مرداد 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : عبد الحیدر حیدری |

وقتی ابن تیمیه داد میزد که اکثر صحابه با علی بن ابیطالب دشمن بوده اند هیچکس حرف او را باور نکرد چون شده بود همانند چوپان دروغگو !

ولی این بار ابن تیمیه راست میگفت ... البته قکر نکنید دلش برای امیرالمومنین سوخته بود ! نخیر ! بلکه وی دشمنی اش با امیرالمومنین علیه السلام را میخواست در پشت دشمنیهای صحابی پنهان کند تا مریدانش به وی اشکال نگیرند که با خلیفه چهارم ما دشمن هستی !

از آنجایی که « عدو شود سبب خیر ، اگرخدا خواهد » دشمنی یکی از همان صحابه عادل (!) را با امیرالمومنین علیه السلام ثابت کردیم یعنی خلیفه هتّاک : عثمان بن عفان !

 

بسم الله الرحمن الرحیم
فحاشی و توهین های عثمان به امیرالمومنین علیه السلام !

دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام هم در زمان رسول الله صلی الله علیه وآله وجود داشت و هم بعد از شهادت آن بزرگوار . برای همین است که ابن تیمیه حرّانی – یکی از سرآمدان دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام  – به این حقیقت تلخ اشاره کرده که :

أن الله قد اخبر انه سيجعل للذين آمنوا و عملوا الصالحات ودا و هذا وعد منه صادق و معلوم أن الله قد جعل للصحابة مودة في قلب كل مسلم لا سيما الخلفاء رضي الله عنهم لا سيما أبو بكر و عمر فان عأمة الصحابة و التابعين كانوا يودونهما و كانوا خير القرون
و لم يكن كذلك علي فان كثيرا من الصحابة و التابعين كانوا يبغضونه و يسبونه و يقاتلونه

خداوند خبر داده است: «مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار مى‏دهد!» و روشن است كه خداوند محبت صحابه را در دل هر مسلمانى قرار داده است؛ به ويژه خلفا و به ويژه ابوبكر و عمر؛ چرا كه تمام صحابه و تابعين اين دو نفر را دوست داشتند و (آن زمان) بهترين قرن‌ها بود. اما در باره على اين چنين نبود؛ زيرا بسيارى از صحابه و تابعين بغض على را در دل داشتند، او را سب مى‌كردند و با او مى‌جنگيدند.


منهاج السنة النبوية ،ج 7 ص 137 - 138 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم



در این نوشتار میخواهیم به برخی از فحاشی ها و توهین های یکی از مثلاً (!) بزرگان صحابه ، به امیرالمومنین علیه السلام اشاره کنیم .
این صحابی فحاش هتّاک کسی نیست جز : عثمان بن عفان !


در ایام حج ، عثمان از متعه نهی میکرد و امیرالمومنین علیه السلام بدان امر میکردند و دستور میدادند . در این میان که عثمان دید نظر امیرالمومنین علیه السلام با نظر وی مخالف است شروع کرد به توهین به امیرالمومنین علیه السلام .
گروهی از علمای اهل تسنن زمانی که میخواستند این روایت را بیان کنند – به صورت کاملاً طبیعی و غریزی – اقدام به تحریف روایت کردند از قضا یکی از همین محرّفین کسی نیست جز : مسلم بن حجاج نیشابوری صاحب صحیح مسلم .
وی در کتابش چنین میگوید :
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، وَابْنُ بَشَّارٍ، قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَقِيقٍ: كَانَ عُثْمَانُ يَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَكَانَ عَلِيٌّ يَأْمُرُ بِهَا، فَقَالَ عُثْمَانُ لِعَلِيٍّ: كَلِمَةً، ثُمَّ قَالَ عَلِيٌّ: " لَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّا قَدْ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَجَلْ، وَلَكِنَّا كُنَّا خَائِفِينَ "

عبدالله بن شقیق گفت : عثمان پيوسته مردم را از حجّ تمتّع نهي می‌كرد؛ و علي (علیه السلام) پيوسته به حجّ تمتّع امر می‌نمود؛ عثمان به علي جمله أي گفت(!!!) علي در جواب فرمود: می‌داني كه ما با رسول خدا صلی الله علیه وآله حجّ تمتّع انجام داديم؛ عثمان گفت: و ليكن ما در آن وقت ترسناك بوديم.


المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ،  ج 2 ص 896 رقم 1223 ، المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ) ، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي ، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت



از این روایت برداشت میشود که که صرفاً عثمان در مخالفت با امیرالمومنین علیه السلام سخنی گفته که مسلم از بیان آن خودداری کرده است .
احمد بن حنبل کمی این جریان را بهتر شرح میدهد :

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَقِيقٍ كَانَ عُثْمَانُ يَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَعَلِيٌّ يَأْمُرُ بِهَا، فَقَالَ عُثْمَانُ لِعَلِيٍّ: إِنَّكَ كَذَا وَكَذَا. ثُمَّ قَالَ عَلِيٌّ: " لَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّا قَدْ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ " فَقَالَ: أَجَلْ وَلَكِنَّا كُنَّا خَائِفِينَ


مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج 2 ص 151 رقم 756 ، المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ) ، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون ، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي ، الناشر: مؤسسة الرسالة ، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م

در این روایت احمد بن حنبل بیان میکند که سخن عثمان خطاب به امیرالمومنین علیه السلام بوده و او گفته :

انک کذا و کذا !


تو ، کذا و کذا هستی !


در مکتب راویان اهل تسنن ، زمانی که سخنی رکیک از دهان یکی از افرادی که نباید آبرویش برود بیرون می آید ، برای مخفی کردن و سانسور نمودن آن از الفاظ « کذا و کذا » استفاده میکنند ! آنچنان که برای مخفی کردن نام صحابه ای که مثلا یک غلطی را انجام دادند از لفظ « فلان » استفاده میکنند !

از قضا اسحاق بن راهویه پرده از این سخن عثمان بن عفان بر میدارد و فاش میکند که مولایش چگونه است :

قَالَ إِسْحَاقُ أَخْبَرَنَا الْمُعْتَمِرُ بْنُ سُلَيْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ أَنْبَأَنَا أَبُو نَضْرَةَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ مَوْلَى أَبِي أُسَيْدٍ وَهُوَ مَالِكُ بْنُ رَبِيعَةَ قال إنَّ عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ رَضِيَ الله عَنْهُ نَهَى عَنِ الْعُمْرَةِ فِي أَشْهُرِ الْحَجِّ أَوْ عَنِ التَّمَتُّعِ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَأَهَلَّ بِهَا عَلِيٌّ مَكَانَهُ فَنَزَلَ عُثْمَانُ رَضِيَ الله عَنْهُ عَنِ الْمِنْبَرِ فَأَخَذَ شَيْئًا فَمَشَى بِهِ إِلَى عَلِيٍّ رَضِيَ الله عَنْهُ فَقَامَ طَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ رَضِيَ الله عَنْهُمَا فَانْتَزَعَاهُ مِنْهُ فَمَشَى إِلَى عَلِيٍّ رَضِيَ الله عَنْهُ فَكَادَ أَنْ يَنْخُسَ عَيْنَهُ بِإِصْبُعِهِ وَيَقُولُ لَهُ إِنَّكَ لَضَالٌّ مُضِلٌّ وَلَا يَرُدُّ عَلِيٌّ رَضِيَ الله عَنْهُ عَلَيْهِ شَيْئًا .

مالک بن ربیعه گفت : عثمان بن عفان از تمتع در حج عمره نهی کرد ولی علی (علیه السلام) چنین نکرد . پس عثمان از منبر پایین آمد و چیزی برداشت (!!) و به سمت علی (علیه السلام) رفت ! طلحه و زبیر برخاستند و آن چیز را از او گرفتند . پس عثمان به سمت علی (علیه السلام) رفت و نزدیک بود که انگشتانش را داخل چشمان علی (علیه السلام) کند و دائماً به او میگفت : تو ضال مضل ( گمراهِ گمراه کننده ) هستی ! ولی علی (علیه السلام) چیزی به وی حرفی نمیزد .


المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، ج 10 ص 44 رقم 2136 ، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)  ، المحقق: (17) رسالة علمية قدمت لجامعة الإمام محمد بن سعود ، تنسيق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشثري ، الناشر: دار العاصمة، دار الغيث - السعودية ، الطبعة: الأولى، 1419هـ


 

 

 



در این روایت مشخص است که ابتدا عثمان برای حمله کردن به امیرالمومنین علیه السلام ، چیزی را برداشت ! حال آن  «چیز» چه بوده است ، معلوم نیست ولی از واکنش طلحه و زبیر که سریعا برخواسته اند  و آن « چیز » را از عثمان گرفتند مشخص میگردد که قطعاً « چیزی » خطرناک بوده است همانند شمشیر و یا چوب !
ادامه روایت نشان میدهد که عثمان به صورت وحشیانه به امیرالمومنین علیه السلام حمله کرده بود و تا جوایی میخواست با انگشتانش ، چشمان امیرالمومنین علیه السلام را در بیاورد !
همچنین انتهای روایت بیان میدارد که عثمان در حالی که وحشیانه به امیرالمومنین علیه السلام حمله کرده – و احتمالاً همان طلحه و زبیر نیز پریده اند تا او را مهار کنند – دائماً فریاد میزده که : علی ! تو گمراهی و گمراه کننده !


چگونه می توان این علاقه و احترام عثمان به امیرالمومنین علیه السلام را توجیه کرد ؟!


البته این آخرین باری نبود که عثمان دست به توهین به امیرالمومنین علیه السلام زد بلکه در زمانی که فساد همه حکومتش را برداشته بود و صحابی بزرگواری همچون ابوذر غفاری ، به اعمال او اعتراض کرد ؛ باز هم وی دست از خوی وحشی گری و پرخاش گرانه اش دست بر نداشت .


ابن اعثم کوفی گزارش میدهد :

فاشتد غضب عثمان ثم قال : أشيروا علي في أمر هذا الشيخ الكذاب فقد فرق جماعة المسلمين ! فقال علي رضي الله عنه : أما أنا فأشير عليك بما قال مؤمن آل فرعون : ( فإن يك كاذبا فعليه كذبه وإن يك صادقا يصبكم بعض الذي يعدكم إن الله لا يهدي من هو مسرف كذاب ) ، فقال عثمان : التراب بفيك يا علي ! فقال علي : بل بفيك يا عثمان ! أتصنع هذا بأبي ذر وهو حبيب رسول الله صلى الله عليه وسلم.


عصبانیت عثمان ( از ابوذر ) زیاد شد و گفت : از علی (علیه السلام) در مورد این پیرمرد دروغگو که جماعت مسلمین را فرقه فرقه کرده ، راهنمایی بخواهید.

پس علی علیه السلام فرمود : من همان مطلبی را به تو میگویم که مومن آل فرعون گفت : و اگر دروغگو باشد دروغش به زيان اوست، و اگر راستگو باشد برخى از آنچه به شما وعده مى‏دهد به شما خواهد رسيد، چرا كه خدا كسى را كه افراطكار دروغزن باشد هدايت نمى‏ كند.
عثمان به علی علیه السلام گفت : خاک بر دهانت ای علی !
علی علیه السلام به عثمان فرمود : بلکه خاک بر دهان خودت ای عثمان ! آیا با ابوذر که حبیب رسول خدا بوده ، چنین میکنی ؟!

كتاب الفتوح، ج 2 ص 375 ، اسم المولف : أبي محمد أحمد بن أعثم الكوفي الوفاه : 314هـ، تحقيق: علي شيري (ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ

 

ابوهلال عسکری نیز به این جریان را چنین بیان میدارد :
ودخل على- عليه السلام- وعليه عمامة بيضاء، فقال: لم أرسلت الى؟ قال لامر أبى ذر، قال: فلوما تركتموه كمؤمن آل فرعون. ان كان كاذبا فعليه كذبه، فقال عثمان لعلى: بفيك التراب قال: بل بفيك قبلى، ثم خرج

علی علیه السلام داخل شد در حالی که عمامه ای سفید بر سر داشت . پس به عثمان فرمود : برای چه سراغ من فرستادی ؟ عثمان گفت : برای جریان ابوذر.

علی علیه السلام فرمود : پس او را همچوم مومن آل فرعون رها کن که اگر دروغگو باشد پس دروغش به خودش بر میگردد.
پس عثمان به علی علیه السلام گفت : خاک بر دهانت
علی علیه السلام نیز به عثمان فرمود : بلکه قبل از آن خاک بر دهان خودت ! ... و سپس از مجلس خارج شد.

الأوائل ، ص 192 ، المؤلف: أبو هلال الحسن بن عبد الله بن سهل بن سعيد بن يحيى بن مهران العسكري (المتوفى: نحو 395هـ) ، الناشر: دار البشير، طنطا ، الطبعة: الأولى، 1408 هـ


اساساً سیره عثمان – و راحت تر بگوییم ، مخالفان نبوت – همواره بر توهین به امیرالمومنین علیه السلام بوده است .


عبدالرزاق صنعانی نیز داستانی دیگر از توهین های عثمان به امیرالمومنین علیه السلام را بیان میکند :

فلقي عليا بباب المسجد فقال له علي أين تريد ؟ قال أريد هذا الذي كذا وكذا يعني سعدا فشتمه فقال له علي أيها الرجل دع هذا عنك قال فلم يزل بهما الكلام حتى غضب عثمان فقال ألست المتخلف عن رسول الله صلی الله علیه وسلم يوم تبوك ؟

قال فقال علي ألست الفار عن رسول الله صلی الله علیه وسلم يوم أحد قال ثم حجز الناس

پس عثمان ، علی علیه السلام را در ورودی مسجد دید . علی علیه السلام به وی فرمود : کجا میروی ؟

عثمان پاسخ داد : میروم دنبال این کذا و کذا . یعنی سعد . پس شروع کرد به فحش دادن به سعد.
علی علیه السلام به عثمان فرمود : رهایش کن .
همچنان آن دو نفر با هم سخن میگفتند تا اینکه عثمان عصبانی شد و گفت : آیا تو همانی نیستی که در تبوک از دستور پیامبر اکرم تخلف کردی ؟
علی علیه السلام نیز پاسخ دادند : آیا تو آن کسی نیستی که در جنگ احد از نزد رسول الله فرار کردی ؟
سپس مردم آنها را از هم جدا کردند.

المصنف ، ج 11 ص 356 رقم 20732 ، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي

 

منظور عثمان از توهین اش به امیرالمومنین علیه السلام این بود که پیامبر به تو – علی – دستور داد تا در شهر بمانی ولی تو از پیامبر خواستی که به همراه وی به جنگ بروی ! البته گویا عثمان یادش رفته بود که منافقین در آن زمان – همانند عثمان – به امیرالمومنین علیه السلام طعن میزدند که چرا با پیامبر به جنگ نرفتی !
در حالی که عثمان – یعنی کسی که فرشتگان از بی حیایی او حیاء میکنند – گویا نشنیده بود که در همان جریان ، رسول الله صلی الله علیه وآله ،حدیث منزلت را در شان و فضیلت امیرالمومنین علیه السلام بیان کردند !

 


توهین های عثمان به امیرالمومنین علیه السلام خیلی بیشتر از این موارد است تا جایی که ابن عباس نیز در ابتدای روایتی ، به این حقیقت اشاره میکند :

وروى الواقدي في كتاب الشورى عن ابن عباس رحمه الله ، قال : ' شهدت عتاب عثمان لعلي رضي الله عنه يوماً ...


واقدی در کتاب شوری از ابن عباس نقل میکند : روزی عتاب و نکوهش عثمان به علی علیه السلام را دیدم ....


شرح نهج البلاغة ، ج 9 ص 10 ، اسم المؤلف:  أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري

 

 


عثمان از هر فرصتی برای توهین کردن به امیرالمومنین علیه السلام استفاده میکرد .


یکبار شان امیرالمومنین علیه السلام را آنقدر پایین می آورد و ایشان را همرده مروان حمار ، بلکه کمتر از او میدانست :

وقد روى هذا الكلام أبو بكر أحمد بن عبد العزيز الجوهري في كتاب السقيفة عن عبد الرزاق ، عن أبيه ، عن عكرمة ، عن ابن عباس ، قال ... فغضب عثمان ، وقال : لم لا يشتمك كأنك خيرمنه ؟ قال علي : إي والله ومنك ثم قام فخرج


ابوبکر جوهری در کتاب السقیفه به سندش از ابن عباس نقل میکند : پس عثمان عصبانی شد و به علی علیه السلام گفت : چرا او – مروان – تو را دشنام ندهد ؟ مگر تو از او بهتری ؟

علی علیه السلام : به خدا هم از او و هم از تو بهترم . سپس بلند شد و رفت .

شرح نهج البلاغة ، ج 8 ص 150 ، اسم المؤلف:  أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري

 


یا در جای دیگر ، مرگ امیرالمومنین علیه السلام را آرزو میکند و میگوید :


والله يا أبا الحسن ما أدري أشتهي موتك أم أشتهي حياتك فوالله لئن مت ما أحب أن أبقى بعدك لغيرك لأني لا أجد منك خلفا ولئن بقيت لا أعدم طاغيا يتخذك سلما وعضدا ويعدك كهفا وملجأ لا يمنعني منه إلا مكانه منك ومكانك منه فأنا منك كالابن العاق من أبيه إن مات فجعه وإن عاش عقه

بخدا قسم اى ابو الحسن! نميدانم خواستار مرگ توام يا آرزومند ادامه زندگيت. بخدا اگر بميرى خوش نميدارم بعد از مرگت براى ديگران زنده بمانم زيرا كسى را بهتر از تو نمييابم، و اگر زنده بمانى هيچ گردنكش نافرمانبردارى را نمييابم كه ترا پشتيبان و نردبان خود نساخته و ترا پشت و پناه خويش نشمرده باشد بطوريكه فقط مقامى كه در نظر تو دارد و مقامى كه تو در نظرش دارى مرا از كيفرش باز ميدارد. بنابراين رابطه من با تو رابطه‏ فرزندى است كه توسط پدرش عاق (و رانده) شده باشد كه اگر بميرد غم مى‏خورد و اگر زنده بماند طردش مينمايد


الإمامة والسياسة ، ج 1 ص 32 - 33 ،  اسم المؤلف:  أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ.  ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.  ، تحقيق : خليل المنصور



و یا در مکانی دیگر به صراحت وجود امیرالمومنین علیه السلام را مخالف انجام غلط کاری هایش میداند و میگوید:

لما بلغ عثمان موت أبي ذر بالبذة قال: رحمه الله، فقال عمار بن ياسر: نعم فرحمه الله من كل أنفسنا، فقال عثمان: يا عاضَّ أير أبيه أتراني ندمت على تسييره؟ وأمر فدفع في قفاه وقال: الحق بمكانه، فلما تهيأ للخروج جاءت بنو مخزوم إلى عليّ فسألوه أن يكلم عثمان فيه فقال له علي: يا عثمان اتق الله فإنك سيرت رجلاً صالحاً من المسلمين فهلك في تسييرك، ثم أنت الآن تريد أن تنفي نظيره، وجرى بينهما كلام حتى قال عثمان: أنت أحق بالنفي منه، فقال علي: رُم ذلك إن شئت، واجتمع المهاجرون فقالوا: إن كنت كلما كلمك رجل سيرته ونفيته فإن هذا شيء لا يسوغ، فكف عن عمار.

وقتى خبر مرگ ابوذر در ربذه به عثمان رسيد گفت: خدا او را بيامرزد. عمار ياسر (كه حضور داشت) گفت: بله، خدا او را از دست ما نجات داد. عثمان به عمار پرخاش كرد كه: اى کسی که شرمگاه پدرش را گاز گرفته !!! خيال كرده ‏اى از تبعيد او پشيمان شده‏ ام؟ و در حاليكه بر پشت گردن عمار ميزد گفت: برو به جاى او (يعنى ربذه) چون عمار بار سفر بربست و آماده رفتن به تبعيدگاه شد بنى مخزوم نزد على (عليه السلام) آمده خواهش كردند در اين زمينه با عثمان صحبت كند.

پس على علیه السلام گفت: اى عثمان! از خدا بترس. يكى از مردان صالح ملت اسلام را تبعيد كردى تا در تبعيدگاه در گذشت حالا ميخواهى يكى ديگر همانند او را تبعيد كنى. و گفتگوئى ميانشان در گرفت تا آنكه عثمان گفت: تو بيش از او مستحق تبعيد شدنى! على علیه السلام گفت: اگر ميخواهى همين كار را بكن مهاجران اجتماع كردند و به عثمان گفتند: اين كه نميشود هر بار مردى با تو گفتگو كند راهى و تبعيدش كنى! در نتيجه، دست از عمار ياسر بداشت‏

جمل من أنساب الأشراف ، ج 5 ص 544 رقم 1396 ، المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ) ، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي ، الناشر: دار الفكر - بيروت ، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م

 



و یا حتی آنقدر جسور میشود که بر امیرالمومنین علیه السلام چوب میکشد و با آن به بدن ایشان میزند :

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلامُ، قَالَ: " أَرْسَلَ إِلَيَّ عُثْمَانُ فِي الْهَاجِرَةِ، فَتَقَنَّعْتُ بِثَوْبِي وَأَتَيْتُه ... ثُمَّ قَامَ إِلَيَّ بَالْقَضِيبِ فَضَرَبَنِي، وَاللَّهِ مَا أَرُدُّ يَدَهُ حَتَّى قَضَى حَاجَتَهُ، فَتَقَنَّعْتُ بِثَوْبِي، وَرَجَعْتُ إِلَى مَنْزِلِي، وَقُلْتُ: اللَّهُ بَيْنِي وَبَيْنَكَ إِنْ كُنْتُ أَمَرْتُكَ بِمَعْرُوفٍ، أَوْ نَهَيْتُ عَنْ مُنْكَرٍ "


از علی علیه السلام روایت شده : در یک نیم روز گرم ، عثمان به دنبال من فرستاد . پس سرم را با لباسم پوشاندم و به نزد او رفتم .... سپس عثمان بلند شد و با چوبدستی اش مرا زد . به خدا قسم دست او را بر نگرداندم -  و مانعش نشدم – تا اینکه کارش را انجام داد . دوباره لباسم را بر روی سرم کشیدم و به خانه ام برگشتم و گفتم : خداوند متعال بین و تو حکم کند اگر تو را به معروف امر کردم و از منکر نهی کردم.


الأخبار الموفقيات للزبير بن بكار ، ص 488 رقم 395 ، المؤلف: الزبير بن بكار بن عبد الله القرشي الأسدي المكي (المتوفى: 256هـ) ، تحقيق: سامي مكي العاني ، الناشر: عالم الكتب - بيروت ، الطبعة: الثانية، 1416هـ-1996م

 


این مدارک که تنها نَمی از یَم توهینهای عثمان به امیرالمومنین علیه السلام میباشد نشان میدهد که نه تنها رابطه اکثریت صحابه با امیرالمومنین علیه السلام خوب نبوده بلکه دشمنی آنها با آن بزرگوار ، کاملاً صریح و در ملاء عام بوده است و لذا این تیمیه بیچاره راست میگفته که اکثر صحابه با امیرالمومنین علیه السلام دشمن بوده اند !
العبد الاحقر – مقداد العلوی

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : پنجشنبه 19 شهريور 1394 | نظرات () بازدید : 98


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


سایت islamtxt.ir یکی از بهترین و مفیدترین سایت های شیعه در موضوع نقد وهابیت و پاسخ به شبهات آنها بود که تقریبا در مهر ماه سال 1393 به دلیل نامعلومی از دسترس خارج شد _ بنابر گزارشی توسط وهابیت هک شد _ و کشیدن انتظار بازگشایی آن ، ده ماه شد تا اینکه با عنایت خدا ، موفق شدیم بسیاری از مطالب سایت اسلام تکس شیعه را بازگردانیم . مقالاتی که علامت * خورده اند ، فاقد مطلب هستند ؛ زیرا تاکنون موفق نشدیم به آنها دست یابیم. البته امیدواریم نویسندگان مقالات ، به این وبلاگ مراجعه کنند و مقالات ستاره دار را در اختیارمان قرار دهند ...
بالای صفحه
اسلام تکس | پاسخ به شبهات
firefox
opera
google chrome
safari