close
تبلیغات در اینترنت
نقل فضائل امیرالمومنین علیه السلام ؛ گناهی نابخشودنی ! (جدید)
جمعه 26 مرداد 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : عبد الحیدر حیدری |

ما وهابی ها آنقدر علی بن ابیطالب را دوست داریم که راویانش را مورد عنایت قرار داده و آنها را میزنیم و نجس میدانیم و شلاقشان میزنیم و اگر هم پا بدهد ، آنها را می کشیم !

این راویان عزیز (!) اگر فضیلتی از علی بن ابیطالب و فرزندانش نقل کنند و روایاتی در مذمت دشمنانشان بگویند ، قطعاً و یقیناً رافضی هستند و باز هم مورد عنایت ما قرار میگیرند !

و البته یادتان باشد که ما همچنان محب اهل بیت هستیم !

بسم الله الرحمن الرحیم
نقل فضائل امیرالمومنین ،گناهی نابخشودنی !

مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام در طول تاریخ ، بر ارباب علم و صاحبان فهم و شعور و بر متتبع خبیر ، هرگز پوشیده نیست بلکه این امر از خورشید آسمان نیز واضح تر است ولی از آنجایی که شیطان نیز از تلاش و تکاپو برای گمراه کردن بنی آدم دست بردانشته و بلکه لحظه به لحظه بر عصبیّت و دشمنی مخالفان امیرالمومنین علیه السلام می افزاید ، لاجرم اتباع او از قبول حقایق تلخ تاریخی – حتی علی المبنای خودشان – نیز تفره میروند .
یکی از مصادیق مظلومیت آن امام همام ، جلوگیری از نقل فضائل ایشان میباشد . این جلوگیری به صورتهای مختلف انجام پذیرفته و می پذیرد . از تحریم کردن نقل روایات فضائل تا جلوگیری از روی کار آمدن راویان فضائل و حتی کتک زدن و مورد ضرب و شتم قرار دادن صاحبان روایات فضائل علوی علیه السلام.
به جرات میتوان ادعا کرد که اگر در همین زمان کنونی از ما طلب معجزه نماید ، یکی از واضح ترین معجزاتی که رخ داده است : رسیدن روایات فضائل امیرالمومنین علیه السلام به دست ما میباشد. چه بسا این معجزه در حال حاظر ، از بعض معجزاتی که در ابتدای اسلام رخ داده است نیز کمتر نباشد زیرا که در آن زمان ، کافر و مشرکین آن عصر ، با دعوت صاحب معجزه مخالفت میکردند ! و در این زمانه ، کفار و مشرکین همعصر ما با صاحب معجزه – یعنی امیرالمومنین علیه السلام – مخالفت میکنند.

 


ابن ابی حاتم میگوید :
حدثنا عبد الرحمن نا على بن الحسن الهسنجاني نا مسدد قال قال يحيى بن سعيد جاءني أبو أسامة فذهبت معه إلى شعبة فحدثه بأربعين أو خمسين حديثا في فضائل على ثم قال لولا مكانك ما حدثته بحديث

یحیی بن سعید میگوید : ابواسامه پیش من آمد و به همراه وی نزد شعبه رفتیم . شعبه برای ابواسامه ، 40 یا 50 روایت در باب فضائل علی علیه السلام بیان نمود و سپس به ابواسامه گفت : اگر جای تو بودم هیچکدام از این روایات را بیان نمی کردم.

الجرح والتعديل ، ج 1 ص 247 ، اسم المؤلف:  عبد الرحمن بن أبي حاتم محمد بن إدريس أبو محمد الرازي التميمي الوفاة: 327 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1271 - 1952 ، الطبعة : الأولى


سوالی که در اذهان نقش می بندد این است که چرا ابواسامه باید از بیان فضائل امیرالمومنین علیه السلام اجتناب کند ؟ مگر چه میشود ؟!

تضعیف راویان فضائل یا روایات آنها
شاید اولین بلائی که سر این دسته از راویان و روایاتشان می آمد ، تضعیف و تشنیع آنها توسط علما و محدثین و رجالیون عامه بود . همانند کاری که شمس الدین ذهبی در قبال روایات فضائل علوی میکرد :

ولكن الذهبي إذا رأى حديثا في فضل علي عليه السلام بادر إلى إنكاره بحق وبباطل حتى كأنه لا يدري ما يخرج من رأسه سامحه الله .... سامح الله الذهبي يسمي التحديث بفضائل علي عليه السلام جسارة ... لو وثقه الناس كلهم لقال الذهبي في حديثه أنه كذب ، كما فعل في عدة أحاديث أخرجها الحاكم بسند الشيخين وادعى هو دفعا بالصدر وبدون دليل أنها موضوعة وما علتها في نظره إلا كونها في فضل علي بن أبي طالب .

ولی هر وقت ذهبی حدیثی در فضایل علی علیه السلام میدید ، بحق و به باطل مبادرت به انکار آن میکرد تا جایی که نمی فهمید چه می کند . خداوند از او درگذرد.... خداوند ذهبی را ببخشاید که بیان فضایل علی علیه السلام را جسارت می نامد .... اگر راوی را همه مردم توثیق کنند ولی باز هم ذهبی میگوید که حدیث وی دروغ است آنچنان که ذهبی همین کار را در مورد برخی از روایاتی که حاکم (در مستدرک)به سند شیخین (بخاری و مسلم) آورده و مدعی شده که آن مردود و مجعول اند و تنها دلیل این عمل بخاطر این است که روایت در فضیلت علی بن ابی طالب (علیهما السلام) است .


فتح الملك العلى بصحة حديث باب مدينة العلم علي، ص 50 ؛ 58 ؛ 69 ، اسم المؤلف:  أبو الفيض أحمد بن محمد بن الصديق الحسني المغربي الوفاة: 1380 ه ، دار النشر : مكتبة الإمام أمير المؤمنين علي (ع) العامة – اصفهان/ 1403 ه  ، الطبعة : الثالثه ، تحقيق : محمد هادی الامینی  


ابن حبان و ابن عدی هم میگویند :

ويحيى بن معين إنما تكلم فيه وضعفه لأنه يروي أحاديث في فضائل أهل البيت


یحیی بن معین در جرح زیاد بن منذر (اباالجارود) سخن میگفت و او را تضعیف میکرد زیرا که وی احادیث فضائل اهل بیت علیهم السلام را روایت میکرد.


الكامل في ضعفاء الرجال ، ج 3 ص 190 ، اسم المؤلف:  عبدالله بن عدي بن عبدالله بن محمد أبو أحمد الجرجاني الوفاة: 365 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1409 - 1988 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : يحيى مختار غزاوي


المجروحين من المحدثين والضعفاء والمتروكين ، ج 1 ص 306 رقم 362 ، اسم المؤلف:  الإمام محمد بن حيان بن أحمد بن أبي حاتم التميمي البستي الوفاة: 354هـ ، دار النشر : دار الوعي - حلب - 1396هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمود إبراهيم زايد


 

 


متهم نمودن راویان فضائل به بی دینی
بعنوان مثال ، یکی از شیوخ و اساتید محدثین همچون بخاری را در دینش مورد اتهام قرار میدهند زیرا که جرمش این بود که اسرار تاریخی را هویدا میکرد :

وقال الحاكم كان ابن خزيمة يقول حدثنا الثقة في روايته المتهم في دينه عباد بن يعقوب ... قال ابن عدي : وروى أحاديث أنكرت عليه في فضائل أهل البيت ، وفي مثالب غيرهم ... وسمعت صالحا يقول : سمعت عباد بن يعقوب يقول : الله أعدل من أن يدخل طلحة والزبير الجنة ، قلت : ويلك ، ولم ؟ قال : لانهما قاتلا علي بن أَبي طالب ، بعد أن بايعاه.

حاکم نیشابوری میگوید : ابن خزیمه میگفت : ثقه ای که در دینش مورد اتهام است – یعنی عباد بن یعقوب – برای ما روایت کرد .... ابن عدی گفت : احادیثی در فضائل اهل بیت علیهم السلام نقل کرد که بواسطه آنها ، بر او خرده گرفته شد ... شنیدم صالح میگفت : شنیدم عباد بن یعقوب می گفت : خداوند متعال عادل تر از آن است که طلحه و زبیر را به بهشت وارد کند . گفتم : وای بر تو ! چرا ؟ گفت : زیرا آن دو نفر با علی بن ابیطالب به جنگ پرداختند بعد از اینکه با وی بیعت کرده بودند.


تهذيب الكمال ، ج 14 ص 177 - 178 ، اسم المؤلف:  يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي الوفاة: 742 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. بشار عواد معروف





تهدید و ارعاب و شکستن منابر راویان فضائل
تفکّر ارهابی و ارعاب از همان ابتدا در سرهای مخالفان امیرالمومنین علیه السلام وجود داشته تا جایی که حتی توانایی شنیدن فضائل را نداشتند :

فَحَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ محمد الأرموي بنيسابور - وكان صالحا عالما - قَالَ: جَمَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحَاكِمُ أَحَادِيثَ، وزعم أنها صحاح على شرط البخاري ومسلم، منها: حديث " الطائر "، و" من كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ ". فَأَنْكَرَ عَلَيْهِ أَصْحَابُ الْحَدِيثِ ذَلِكَ، وَلَمْ يَلْتَفِتُوا إِلَى قَوْلِهِ. .... فسمعت أبا الفتح سَمْكَوَيْهِ بَهَراة يَقُولُ: سَمِعْتُ عَبْد الواحد المليحيّ يَقُولُ: سمعتُ أبا عَبْد الرَّحْمَن السُلمي يَقُولُ: دخلتُ علي أبي عَبْد اللَّه الحاكم وهو فِي داره لا يمكنه الخروج إِلَى المسجد من أصحاب أبي عَبْد الله بْن كّرام، وذلك أنّهم كسروا مِنبره ومنعوه مِن الخروج، فقلت لَهُ: لو خرجت وأمليتَ في فضائل هذا الرجل حديثا لاسترحتَ مِن هذه المحنة. فقال: لا يجيء من قلبي، لا يجيء من قلبي

ابراهیم بن محمد ارموی – که فردی صالح و عالم بود- گفت : ابوعبدالله حاکم نیشابوری احادیثی را جمع کرد و فکر میکرد که آنها بر اساس شروط بخاری و مسلم ، صحیح هستند از جمله حدیث طائر (طیر مشوی ) و حدیث من کنت مولاه (حدیث غدیر ) . پس اصحاب حدیث این عمل وی را بر او خرده گرفته و به سخن او اعتنا نکردند . اباعبدالرحمن سلمی میگفت : به نزد ابوعبدالله حاکم نیشابوری رفتم در حالی که وی در خانه اش عزلت نشین شده بود و بخاطر پیروان ابی عبدالله بن کرام ، نمی توانست به مسجد برود زیرا آنها ،منبر حاکم را شکسته بودند و از خارج شدن او جلوگیری کرده بودند .

به حاکم گفتم : اگر از خانه بیرون بیایی و فقط یک حدیث در فضائل این مرد ( معاویه ) بگویی ، از این سختی و محنت راحت میشوی .
حاکم گفت : از قلب من چنین چیزی بیرون نمی رود.

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 28 ص 127 و 132 ، اسم المؤلف:  شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى

 

 


نجس دانستن راویان فضائل
یکی از بلاهایی که بر سر راویان فضائل – علی الخصوص فضائل علوی – می آمد این بود که ایشان در نزد مخالفان بعنوان افرادی نجس العین (شاید کافر ) قلمداد میشدند که باید هر چیزی که به آنها میخورد را تطهیر کرد :

ابن السقاء الحافظ الامام محدث واسط أبو محمد عبد الله بن محمد بن عثمان الواسطي... قال السلفي سألت الحافظ خميسا الحوزي عن ابن السقاء فقال: هو من مزينة مضر ولم يكن سقاء بل لقب له، موجوه الواسطيين وذوي الثروة والحفظ، رحل به أبوه فأسمعه من أبى خليفة وأبى يعلى وابن زيدان البجلي والمفضل ابن الجندي وبارك الله في سنه وعلمه، واتفق انه أملى حديث الطير فلم تحتمله نفوسهم فوثبوا به وأقاموه وغسلوا موضعه.

ابن سقاء... سلفي گفته است: از حافظ خميس حوزي در مورد ابن سقاء سوال کردم؛ پس گفت: او از مزينه از قبيله مضر است؛ و سقا نبود؛ بلکه به اين لقب مشهور بود؛ او سر شناس مردم واسط و صاحب ثروت و حافظه‌اي خوب بود؛ پدرش او را به مسافرت برد؛ پس از ابي خليفه و ابي يعلي و ابن زيدان بجلي و مفضل بن جندي روايت شنيد، و خداوند نيز به او در علم و عمرش برکت داد؛ و روزي از روزها داشت حديث طير املاء مي کرد؛ اما مردم نتوانستند که اين روايت را تحمل کنند؛ پس به او هجوم آورده و او را از جاي خويش بلند کردند و جاي او را آب کشيدند.


تذكرة الحفاظ ، ج 3 ص 966 ، اسم المؤلف:  أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولى


سؤالات الحافظ السلفي ، ص 109 - 110 ، اسم المؤلف:  أحمد بن محمد بن أحمد السلفي الوفاة: 576 ، دار النشر : دار الفكر - دمشق - 1403 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مطاع الطرابيثي




کتک خوردن راویان فضائل
زمانی که عجزه از بیان علمی عقایدشان نا امید میشوند ، لاجرم همچون اهالی جنگل ، به سمت مخالفشان حمله کرده و او را مصدوم میکنند :

قال أبو سليمان بن زبر : اجتمعت أنا وعشرة فيهم أبو بكر الطائي يقرأ فضائل علي رضي الله عنه في الجامع بدمشق ..... فوثب إلينا نحو المائة من أهل الجامع يريدون ضربنا . وأخذ شخص بلحيتي ، فجاء بعض الشيوخ ، وكان قاضياً ، في الوقت فخلصني وعلقوا أبا بكر فضربوه ، وعملوا على سوقه إلى الوالي في الخضراء ، فقال لهم أبو بكر : يا سادة ، إنما في كتابي فضائل علي ، وأنا أخرج لكم غداً فضائل معاوية أمير المؤمنين .

ابوسلیمان زبر گفت : من و ده نفر دیگری که ابوبکر طائی نیز جزء ایشان بود در مسجد جامع دمشق نشسته بودیم و ابوبکر طائی روایات فضائل علی علیه السلام را میخواند..... پس حدود 100 نفر از مردمی که در مسجد بودند ما را گرفتند و خواستند که ما را بزنند . یک نفر ریش مرا گرفت ولی یکی از ریش سفیدها که قاضی بود آمد و مرا نجات داد. ولی آنها ابوبکر طائی را گرفتند و شروع کردند به زدن وی و همچنان او را میزدند تا که وی را به والی تحویل دادند.
ابوبکر طائی به ایشان گفت : ای بزرگان ! همانا در کتاب من فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام هست ولی من فردا برای شما روایات فضائل امیرالمومنین معاویه (!) را می آورم.

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 23 ص 623 ، اسم المؤلف:  شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى




شلاق خوردن راویان فضائل
از عجایب روزگار این است که نقل فضائل امیرالمومنین علیه السلام باعث شلاق خوردن افراد میشد ولی وقتی میگفتند او از اهل سنت است ، او را رها میکردند ؟ یعنی اهل سنت فضائل علی علیه السلام را نقل نمی کردند ؟

أخبرنا عبد الملك بن محمد بن عبد الله الواعظ حدثنا أبو علي محمد بن أحمد بن الحسن الصواف حدثنا عبد الله بن أحمد حدثني نصر بن علي قال أخبرني علي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي حدثني أخي موسى بن جعفر عن أبيه جعفر بن محمد عن أبيه علي بن الحسين عن أبيه عن جده أن رسول الله صلی الله علیه وسلم أخذ بيد حسن وحسين قال من أحبني وأحب هذين وأباهما وأمهما كان معي في درجتي يوم القيامة قال أبو عبد الرحمن عبد الله لما حدث بهذا الحديث نصر بن علي أمر المتوكل بضربه ألف سوط وكلمه جعفر بن عبد الواحد وجعل يقول له هذا الرجل من أهل السنة ولم يزل به حتى تركه .... قلت إنما أمر المتوكل بضربه لأنه ظنه رافضيا فلما علم أنه من أهل السنة تركه

خطیب بغدادی به نقل از شیوخش به نقل به اسنادشان از رسول الله صلی الله علیه وآله بیان میکند : رسول الله دست حسن و حسین علیهما السلام را گرفت و فرمود : هر کس مرا و این دو نفر و پدرشان و مادرشان را دوست بدارد ، در قیامت با من در یک رتبه خواهد بود .

زمانی که نصر بن علی این حدیث را نقل کرد ، متوکل عباسی دستور داد او را 1000 ضربه شلاق بزنند .
جعفر بن عبدالواحد با متوکل صحبت کرد و به او گفت : که این مرد – نصر بن علی – از اهل سنت است و آنقدر اصرار کرد تا متوکل دست از نصر بن علی برداشت.
(خطیب بغدادی) میگویم : متوکل به این دلیل دستور داد که نصر بن علی را بزنند چون فکر میکرد او رافضی است ولی وقتی فهمید او از اهل سنت است ، دست از سرش برداشت.

تاريخ بغداد ، ج 13 ص 287 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت




یا لعن علی ؛ یا کتک و بیچارگی !

در این میان که راویان فضائل علوی دچار آن همه بدبختی میشوند ، تکلیف کسانی که دست از لعن و سب امیرالمومنین علیه السلام بردارند ، کاملا معلوم است .


عطیه بن سعد
این راوی بیچاره ، لعن علی علیه السلام نکرد و بلاها بر سرش آمد :

فكتب الحجاج إلى محمد بن القاسم الثقفي أن ادع عطية فإن لعن علي بن أبي طالب وإلا فاضربه أربعمائة سوط واحلق رأسه ولحيته فدعاه فأقرأه كتاب الحجاج فأبى عطية أن يفعل فضربه أربعمائة وحلق رأسه ولحيته


حجاج بن یوسف برای محمد بن قاسم ثقفی نامه نوشت که از عطیه بخواه تا علی بن ابی طالب را لعن کند ! اگر چنین نکرد ، او را 400 ضربه شلاق بزن و موهای سر و ریشش را از ته بزن !

پس محمد بن قاسم این امر را از عطیه خواست و او هم از انجام این دستور اجتناب کرد ، پس عطیه را 400 ضربه شلاق زدند و موهای سرش و ریشش را از ته زدند !

الطبقات الكبرى ، ج 6 ص 304 ، اسم المؤلف:  محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230 ، دار النشر : دار صادر - بيروت



ابو یحیی اعرج
این راوی بدبخت نیز به دلیل امتناع از فحاشی به امیرالمومنین علیه السلام ، مصدوم شد :

إنما قيل له المعرقب لأن الحجاج أو بشر بن مروان عرض عليه سب علي فأبى فقطع عرقوبه قال بن المديني قلت لسفيان في أي شيء عرقب قال في التشيع


به این دلیل به ابویحیی ، معرقب میگویند : زیرا حجاج یا بشر بن مروان ، از او خواستند که علی بن ابیطالب علیهما السلام را سب کند ولی ابویحیی از این کار سر باز زد و لذا آنها نیز زرد پی پاشنه اش را بریدند.

ابن المدینی میگوید به سفیان به چه دلیل رگ او را زدند ؟ گفت : به دلیل تشیع .

تهذيب التهذيب ، ج 10 ص 143 ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى



 


کشته شدن راویان فضائل به بدترین وجه !
وقتی دشمنان امیرالمومنین علیه السلام بینند که راهی برای مخفی کردن خورشید فضائل علوی ندارند ، لاجرم دست به اقدامات ارهابی زده و راویان و گویندگان فضائل را از بین می برند ! و در این میان نیز هیچ فرقی ندارد که این راوی از بزرگان و عالمان و استوانه های خودشان باشد یا از شیعیان و موالیان امیرالمومنین علیه السلام.

نسائی
این عالم برجسته اهل تسنن و صاحب یکی از صحاح سته ایشان ، صرفاً به دلیل بیان فضائل امیرالمومنین علیه السلام و بیان نکردن فضیلت برای معاویه – علیه الهاویه – مورد ضرب وشتم قرار گرفت و کشته شد .

وأنه إنما صنف الخصائص في فضل علي وأهل البيت لأنه رأى أهل دمشق حين قدمها في سنة ثنتين وثلاثمائة عندهم نفرة من على وسألوه عن معاوية فقال ما قال فدققوه في خصيتيه فمات

نسائی کتاب خصائض را در فضیلت علی علیه السلام و اهل بیت نوشت زیرا وقتی در سال 302 وارد دمشق شد دید که اهالی آنجا از علی علیه السلام نفرت دارند . و وقتی از او در مورد معاویه سوال کرد ، وی نیز جواب داد ! پس مردم نیز آنقدر بر بیضه های او زدند که وی مرد.


البداية والنهاية ، ج 11 ص 124 ، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : مكتبة المعارف - بيروت


أن النسائي خرج من مصر في آخر عمره إلى دمشق ، فسئل بها عن معاوية وما روي في فضائله فقال : لا يرضى رأساً برأس حتى يفضل قال : فما زالوا يدفعون في حضنيه حتى أخرج من المسجد . ثم حمل إلى الرملة ، وتوفي بها

نسائی از مصر خارج شد و در آخر عمرش به دمشق رفت . در آنجا از وی در مورد معاویه و فضائل او سوال شد . نسائی گفت : کافی نیست که هر کس می آید و برای فضائل او روایتی میگوید ؟ پس مردم همچنان که بر بیضه های او میزدند ، او را از مسجد خارج کردند . سپس او را به رمله بردند و وی در آنجا از دنیا رفت .


تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 23 ص 109 ، اسم المؤلف:  شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى



گنجی شافعی
این بیچاره نیز به دلیل بیان فضائل امیرالمومنین علیه السلام ، مورد هجوم پیروان شیخین قرار گرفت و کشته شد :

الفخر الكنجي ؛ محمد بن يوسف بن محمد بن الفخر الكنجي نزيل دمشق عني بالحديث وسمع ورحل وحصل كان إماما محدثا لكنه كان يميل إلى الرفض جمع كتبا في التشيع وداخل التتار فانتدب له من تأذى منه فبقر جنبه بالجامع في سنة ثمان وخمسين وست مائة وله شعر يدل على تشيعه .

محمد بن یوسف بن محمد فخر کنجی . ساکن دمشق . او به جمع آوری حدیث اعتنا داشت و می شنید و برای طلب حدیث مسافرت میکرد . وی امام و محدث بود ولی به رافضی گری میل داشت و کتبی در باب عقیده شیعه جمع آوری کرد . و وارد قوم تاتار شد . پس کسانی که از دست او آزار دیده بود ، پهلوی وی را در مسجد جامع به سال 658هجری شکافتند و او شعری دارد که دال بر تشیع وی میباشد.


الوافي بالوفيات ، ج 5 ص 166 ، اسم المؤلف:  صلاح الدين خليل بن أيبك الصفدي الوفاة: 764 ، دار النشر : دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م ، تحقيق : أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى


(علوی) میگویم : کتابهایی که این عالم سنی نوشته و امثال صفدی و ذهبی و ابن کثیر و اشباه آنها ، از آن برداشت رفض و تشیع کرده اند کتبی همچون « البیان فی اخبار صاحب الزمان » یا « کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابطالب » است !!  البته خود کنجی شافعی علت تالیف کتاب اخیر را چنین بیان میکند :


يقول العبد الفقير (محمد بن يوسف بن محمد الكنجي) : أما بعد فاني لما جلست يوم الخميس لست ليال بقين من جمادى الآخرة سنة سبع وأربعين و ستمائة بالمشهد الشريف بالحصباء من مدينة الموصل، ودار الحديث المهاجرية حضر المجلس صدور البلد من النقباء والمدرسين والفقهاء وأرباب الحديث، فذكرت بعد الدرس احاديث، وختمت المجلس بفصل في مناقب اهل البيت عليهم السّلام فطعن بعض الحاضرين لعدم معرفته بعلم النقل في حديث زيد بن ارقم في غدير خم  و في حديث عمار في قوله صلى اللّه عليه وآله وسلم: (طوبى لمن احبك وصدّق فيك) . فدعتني الحمية لمحبتهم على إملاء كتاب يشتمل على بعض ما رويناه عن مشايخنا في البلدان، من احاديث صحيحة من كتب الائمة والحفاظ في مناقب امير المؤمنين علي عليه السّلام .

محمد بن یوسف بن محمد کنجی میگوید : در روز 5شنبه 24 جمادی الاخر سال 647 هجری در مشهد شریف حصباء در شهر موصل نشسته بودم و گروهی از بزرگان و مدرسین و فقها و ارباب حدیث نیز حضور داشتند و من بعد از درس حدیث ، مجلس را با بیان فصلی از مناقب اهل بیت علیهم السلام به پایان بردم . پس گروهی از حاضرین بعلت عدم معرفت به علم حدیث ، به روایت زید بن ارقم در غدیر خم و روایت عمار از قول رسول الله صلی الله علیه وآله : خوشا بحال کسی که تو – علی بن ابیطالب – را دوست داشته باشد و تصدیقت نماید ؛اشکال کردند . پس بخاطر محبت و علاقه به اهل بیت علیهم السلام ، تصمیم گرفتم تا کتابی بنویسم از آنچه که مشایخ ما از احادیث صحیحِ کتب ائمه و حافظان حدیث در باب مناقب امیرالمومنین علی علیه السلام بیان کرده اند .

كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب ، ص 36 - 37 ، المؤلف : محمد بن يوسف بن محمد الكنجي الشافعي. ، الوفاة : 658 هـ ، مصدر النسخة الالكترونية للكتاب : موقع نور ، تحقيق وتصحيح وتعليق : الشيخ محمد هادي الأميني ، المطبعة : فارابي ، الناشر : دار إحياء تراث أهل البيت "ع" - طهران ، إيران ، الطبعة : الثالثة  ، سنة الطبع : 1404 هـ .ق / 1362 هـ .ش.


آری ! هدف این عالم اهل تسنن بیان فضائل امیرالمومنین علیه السلام و دفع شبهه در مورد ایشان بوده ولی گویا این امر به مذاق عالمان متعصب اهل تسنن خوش نمی آید ! گویا همانهایی که ادعای محبت امیرالمومنین علیه السلام را دارند ، نمی توانند فضائل ایشان را بینند و بخوانند و برای همین است که شمس الدین ذهبی – این بزرگ عالم متعصب اهل تسنن – در مورد گنجی شافعی میگوید :


والمحدث المفيد فخر الدين محمد بن يوسف الكنحى قتل بجامع دمشق لدبره وفضوله

و محدث مفید ، فخر الدین محمد بن یوسف کنجی نیز در مسجد جامع دمشق به قتل رسانده شده زیرا از حد و حدودش تجاوز کرده و فضولی کرده بود !


تذكرة الحفاظ ، ج 4 ص 1441 ، اسم المؤلف:  أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولى



البته خواننده محترم توجه دارد که این بلاها و کفاره ها و کشته شدن ها صرفاً برای نقل فضائل خلیفه چهارم اهل تسنن است !

 

حسن ختام این بحث را سخنانی از برخی علمای اهل تسن قرار میدهیم :


قَالَ السُّيُوطِيُّ فِي شَرْحِ التَّقْرِيبِ: مِنْ إِمَارَاتِ كَوْنِ الْحَدِيثِ مَوْضُوعًا أَنْ يَكُونَ الرَّاوِي رَافِضِيًّا، وَالْحَدِيثُ فِي فَضَائِلِ أَهْلِ الْبَيْتِ

سیوطی در شرح تقریب میگوید : از امارات جعلی بودن یک حدیث این است که راوی ، رافضی باشد و  حدیث در فضائل اهل بیت (علیهم السلام) باشد.

تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي ، ج 1 ص 326 ، المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ) ، حققه: أبو قتيبة نظر محمد الفاريابي ،ر الناشر: دار طيبة

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح ، ج 9 ص 3976 رقم 6155 ، المؤلف: علي بن (سلطان) محمد، أبو الحسن نور الدين الملا الهروي القاري (المتوفى: 1014هـ) ، الناشر: دار الفكر، بيروت - لبنان ،الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م


 

 

دیگری پای را جلوتر نهاده و بعد از بیان سخن سیوطی ، میگوید :

(قَالَ) السُّيُوطِيّ فِي شرح التَّقْرِيب: وَمن الأمارات كَون الرَّاوِي رَافِضِيًّا والْحَدِيث فِي فَضَائِل أهل الْبَيْت (قلت) أَو فِي ذمّ من حاربهم.

سیوطی در شرح تقریب میگوید : از امارات جعلی بودن یک حدیث این است که راوی ، رافضی باشد و حدیث در فضائل اهل بیت (علیهم السلام) باشد ،

(ابن عراق کنانی ) میگویم : یا اینکه حدیث در ذم و نکوهش کسانی باشد که با اهل بیت ( علیهم السلام ) جنگیده اند.

تنزيه الشريعة المرفوعة عن الأخبار الشنيعة الموضوعة ، ج 1 ص 8 ، المؤلف: نور الدين، علي بن محمد بن علي بن عبد الرحمن ابن عراق الكناني (المتوفى: 963هـ) ، المحقق: عبد الوهاب عبد اللطيف , عبد الله محمد الصديق الغماري ، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة: الأولى، 1399 هـ


یعنی در مکتب خلفا ، نه تنها نباید روایتی در فضیلت اهل بیت علیهم السلام بیان گردد بلکه نکوهش کردن دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز امری ممنوع است ! دلیل این سخن نیز مشخص است زیرا دشمنان اهل بیت علیهم السلام کسی غیر از اصنام این قوم نیستند !

آری ! این است اوج محبت به اهل بیت علیهم السلام در مکتب سقیفه !

العبد الاحقر – مقداد العلوی

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : پنجشنبه 19 شهريور 1394 | نظرات () بازدید : 152


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


سایت islamtxt.ir یکی از بهترین و مفیدترین سایت های شیعه در موضوع نقد وهابیت و پاسخ به شبهات آنها بود که تقریبا در مهر ماه سال 1393 به دلیل نامعلومی از دسترس خارج شد _ بنابر گزارشی توسط وهابیت هک شد _ و کشیدن انتظار بازگشایی آن ، ده ماه شد تا اینکه با عنایت خدا ، موفق شدیم بسیاری از مطالب سایت اسلام تکس شیعه را بازگردانیم . مقالاتی که علامت * خورده اند ، فاقد مطلب هستند ؛ زیرا تاکنون موفق نشدیم به آنها دست یابیم. البته امیدواریم نویسندگان مقالات ، به این وبلاگ مراجعه کنند و مقالات ستاره دار را در اختیارمان قرار دهند ...
بالای صفحه
اسلام تکس | پاسخ به شبهات
firefox
opera
google chrome
safari