close
تبلیغات در اینترنت
طعن بر ابوحنیفه توسط عالم وهابی (جدید)
جمعه 26 مرداد 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : عبد الحیدر حیدری |

هیچ طعنی بر ابوحنیفه نیست ! اصلاً هر چه شیعیان در مورد مذهب حنفی میگویند صحیح نیست ! اصلاً همه علمای اهل تسنن بر وثاقت ابوحنیفه شهادت میدهند بلکه اگر بخواهید ، جان هم میدهند ! این مقاله را بخوان تا بفهمی !

بسم الله الرحمن الرحیم

طعن بر ابوحنیفه و اثبات آن توسط مقبل بن هادی الوادعی !


دشمنی وهابیت با احناف ( پیروان ابوحنیفه ) امری واضح و مبرهن است . ما در اینجا به بیان برخی از شذوذات فقهی ابوحنیفه بر اساس برخی مصادر اهل تسنن و اثبات آن توسط مقبل بن هادی الوادعی - وهابی معاصر - می پردازیم .


ازدواج بدون اذن ولی

1 - حدثنا معاذ بن معاذ قال أخبرنا ابن جريج عن سليمان بن موسى عن الزهري عن عروة عن عائشة قالت: قال رسول الله - صلى الله عليه وسلم -: «أيما امرأة لم ينكحها الولي أو الولاة فنكاحها باطل- قالها ثلاثاً - فإن أصابها فلها مهرها بما أصاب منها، فإن تشاجروا فإن السلطان ولي من لا ولي له».
2 - حدثنا أبو الأحوص عن أبي إسحاق عن أبي بردة قال: قال النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم: «لا نكاح إلا بولي».
3 - حدثنا يزيد بن هارون عن إسرائيل عن أبي إسحاق عن أبي بردة عن أبيه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم: «لا نكاح إلا بولي».

مقبل الوادعی به نقل از ابن ابی شیبه میگوید :

وذكر أن أبا حنيفة كان يقول: جائز إذا كان كفوءً.

ابوحنیفه میگفت : اگر کفو (همسان) باشد جایز است .

نشر الصحيفة في ذكر الصحيح من أقوال أئمة الجرح والتعديل في أبي حنيفة ، ص 162 ، المؤلف: أَبِو عَبد الرَّحمَن مُقْبلُ بنُ هَادِي بنِ مُقْبِلِ بنِ قَائِدَةَ (اسم رجل) الهَمْدَاني الوادعِيُّ (المتوفى: 1422هـ) ، الناشر: دار الحرمين، القاهرة - مصر




زنا با محارم

1 - حدثنا حفص عن أشعث عن عدي بن ثابت عن البراء أن النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم أرسله إلى رجل تزوج امرأة أبيه فأمره أن يأتيه برأسه.
2 - حدثنا وكيع عن حسن بن صالح عن السدي عن عدي بن ثابت عن البراء قال: لقيت خالي ومعه الرأية فقلت: أين تذهب؟ فقال: أرسلني النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم إلى رجل تزوج امرأة أبيه أن أقتله، أو أضرب عنقه.

مقبل الوادعی به نقل از ابن ابی شیبه میگوید :

وذكر أن أبا حنيفة قال: ليس عليه إلا الحد.

ابوحنیفه گفت : فقط بر او باید حد جاری کرد.

نشر الصحيفة في ذكر الصحيح من أقوال أئمة الجرح والتعديل في أبي حنيفة ، ص 169، المؤلف: أَبِو عَبد الرَّحمَن مُقْبلُ بنُ هَادِي بنِ مُقْبِلِ بنِ قَائِدَةَ (اسم رجل) الهَمْدَاني الوادعِيُّ (المتوفى: 1422هـ) ، الناشر: دار الحرمين، القاهرة - مصر





 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : پنجشنبه 19 شهريور 1394 | نظرات () بازدید : 65

این نظر توسط سیدمحمدفاطمی در تاریخ 1394/6/20 و 15:28 دقیقه ارسال شده است

و این هم دیگر طعن ها...
ارسال شده توسط سیدمحمدفاطمی در تاریخ 1392/11/05.

ابن أبی شیبه کوفی در کتاب المصنّف، بابی باز کرده است با این عنوان: كتاب الرد على أبي حنيفة؛ هذا ما خالف به أبو حنيفة الأثر الذي جاء عن رسول الله (ص)!

یعنی: کتاب در رد ابوحنیفه؛ آنچه که ابوحنیفه در آنها با احادیث رسول خدا را مخالفت کرده است.

- مسألة قتل من يشتم الرسول (ص)

- مساله: قتل کسی که رسول خدا را شماتت کند



1- حدثنا جرير عن مغيرة عن الشعبي قال: كان رجل من المسلمين أعمى، فكان يأوي إلى امرأة يهودية، فكانت تطعمه وتسقيه وتحسن إليه، وكانت لا تزال تؤذيه في رسول الله (ص)، فلما سمع ذلك منها ليلة من الليالي قام فخنقها حتى قتلها، فرفع ذلك إلى النبي (ص) فنشد الناس في أمرها، فقام الرجل فأخبره أنها كانت تؤذيه في النبي (ص) وتسبه وتقع فيه فقتلها لذلك، فأبطل النبي (ص) دمها .

مردی کور بود که نزد زنی یهودی می‌رفت و زن یهودی، آن کور را آب و غذا می‌داد و نسبت به او احسان می‌کرد. اما همیشه با شماتت و دشنام‌گویی نسبت به رسول خدا، آن مرد کور را آزار می‌داد. یک شب که آن مرد شماتت (و جسارت) آن زن یهودی را شنید، برخاست و او را خفه کرد تا مرد. سپس در محضر پیامبر آمد و مردم منتظر تکلیف آن زن بودند که آن مرد کور پیامبر را از آزار و شماتت و دشنام‌گویی آن زن به پیامبر و دلیل قتل زن باخبر کرد. پیامبر نیز کارش را تایید کرد.



2- حدثنا وكيع عن سفيان عن حصين عن شيخ عن ابن عمر أنه أصلت على راهب سب النبي (ص) بالسيف وقال: إنا لم نصالحكم على شتم نبينا (ص).

ابن عمر، راهبی را که به پیامبر دشنام داده بود با شمشیر زد و گفت: دیگر در دشنام دادن به پیامبرمان با شما مصالحه نمی‌کنیم.



وذكر أن أبا حنيفة قال: لا يقتل!



ابو حنیفه در این باره گفته است: (دشنام‌گو به پیامبر) کشته نمی‌شود!!!



المصنف؛ ج 8، ص 399، للحافظ عبد الله بن محمد بن أبي شيبة إبراهيم بن عثمان ابن أبي بكر بن أبي شيبة الكوفي العبسي المتوفى سنة 235 ه‍؛ طبعة مستكملة النص ومنقحة ومشكولة ومرقمة الأحاديث ومفهرسة؛ ضبطه وعلق عليه الأستاذ سعيد اللحام، الاشراف الفني والمراجعة والتصحيح: مكتب الدراسات والبحوث في دار الفكر؛ الطبعة الأولى؛ جماد الآخرة 1409 ه‍ = كانون الثاني 1989 م.



**

دو اعتراف شنیدنی!!!



وروى ابن عبد البر في كتاب الانتقاء، والخطيب في تاريخ بغداد عن وكيع بن الجراح قال: وجدت

أبا حنيفة خالف مائتي حديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم؛

وکیع بن جراح می گوید: ابوحنیفه با دویست حدیث رسول خدا مخالف کرد!!!



ابن عبد البر؛ (متوفی 463 قمری) الانتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء، بيروت - دار الكتب العلمية، ص 151.

خطیب بغدادی (متوفی 463 قمری)، تاريخ بغداد 13 / 390؛ تحقيق: دراسة وتحقيق: مصطفى عبد القادر عطا؛ چاپ: الأولى؛ سال چاپ: 1417 - 1997 م؛ ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – لبنان.

ابن جوزی (متوفی 597 قمری) المنتظم في تاريخ الأمم والملوك؛ 8/137؛ دراسة وتحقيق: محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا؛ سال چاپ: 1412 - 1992 م؛ ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – لبنان.

وروى الخطيب عن يوسف بن أسباط أنه قال: رد أبو حنيفة على رسول الله صلى الله عليه وسلم

أربعمائة حديث أو أكثر؛

ابوحنیفه چهارصد حدیث یا بیشتر از احادیث رسول خدا را رد کرد!!!

تاريخ بغداد 13 / 407 .

**

حال باید دید که دلیل این مخالفتها چه بوده است؟ خود ابوحنیفه پاسخ میدهد!!! بنگرید:



قال أبو حنيفة: لو أدركني النبي صلَّى الله عليه وسلَّم وأدركته لأخذ بكثير من قولي، وهل الدين إلا الرأي الحسن؛

اگر من و نبی صلی الله علیه و آله زمان همدیگر را درک میکردیم (یعنی هم‌عصر بودیم)، پیامبر مطالب زیادی را از من میگرفت!!! و مگر دین چیزی جز رأی نیکوست؟!!

بنابراین، او خود را همسنگ نبی و حتی برتر از ایشان میدانسته است که با حضرتش مخالفت میکرده و رأی و نظرش را مطابق نظریات انبیا میپنداشته است!!



المجروحین، ابن حبان (متوفی 354 قمری)، 3/65 و ‌الکامل، ابن عدی جرجانی (متوفی 365 قمری)، 7/8 و تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، 13/386 و المنتظم في تاريخ الأمم والملوك، ابن جوزی (متوفی 597 قمری)، 8/134.



سند کتاب ابن جوزی این است: أخبرنا عبدالرحمن بن محمد قال: أخبرنا أبو بكر الحافظ قال: أخبرنا ابن رزق قال: أخبرنا أحمد بن جعفر بن سلمة قال: حدّثنا أحمد بن علي قال: حدّثنا إبراهيم بن سعيد قال: حدّثنا محبوب بن موسى قال: سمعت يوسف بن أسباط يقول: ...

**

حکایت خنده دار و عبر آموز!!

ذهبی، صفدی، یافعی و ابن کثیر نیز حکایتی را از نماز ابوحنیفه از امام الحرمین عبدالملک جوینی نقل کرده اند که شنیدنش خالی از لطف نیست:

صلاة أبي حنيفة: ذكر إمام الحرمين أبو المعالي عبد الملك الجويني في كتابه الذي سماه (مغيث الخلق في اختيار الأحق) أن السلطان محمود [بن سبكتكين] كان على مذهب أبي حنيفة رضي الله عنه، وكان مولعا بعلم الحديث، وكانوا يسمعون الحديث من الشيوخ بين يديه وهو يسمع، وكان يستفسر الأحاديث، فوجد أكثرها موافقا لمذهب الشافعي رضي الله عنه، فوقع في خلده حكة، فجمع الفقهاء من الفريقين في مرو، والتمس منهم الكلام في ترجيح أحد المذهبين على الآخر، فوقع الاتفاق على أن يصلوا بين يديه ركعتين على مذهب الإمام الشافعي رضي الله عنه، وعلى مذهب أبي حنيفة رضي الله عنه، لينظر فيه السلطان ويتفكر ويختار ما هو أحسنهما، فصلى القفال المروزي بطهارة مسبغة وشرائط معتبرة من الطهارة والسترة واستقبال القبلة، وأتى بالأركان والهيئات والسنن والآداب والفرائض على وجه الكمال والتمام، وقال: هذه صلاة لا يجوز الإمام الشافعي رضي الله عنه دونها، ثم صلى ركعتين على ما يجوز أبو حنيفة رضي الله عنه، فلبس جلد كلب مدبوغا، ولطخ ربعه بالنجاسة، وتوضأ بنبيذ التمر، وكان في صميم الصيف في المفازة، واجتمع عليه الذباب والبعوض، وكان وضوؤه منكسا منعكسا، ثم استقبل القبلة، وأحرم للصلاة من غير نية في الوضوء، وكبر بالفارسية: دو برك سبز (= مدهامتان)، ثم نقر نقرتين كنقرات الديك من غير فصل ومن غير ركوع، وتشهد، وضرط في آخره من غير نية السلام. وقال: أيها السلطان، هذه صلاة أبي حنيفة. فقال السلطان: لو لم تكن هذه الصلاة صلاة أبي حنيفة لقتلتك، لأن مثل هذه الصلاة لا يجوزها ذو دين. فأنكرت الحنفية أن تكون هذه صلاة أبي حنيفة، فأمر القفال بإحضار كتب أبي حنيفة، وأمر السلطان نصرانيا كاتبا يقرأ المذهبين جميعا، فوجدت الصلاة على مذهب أبي حنيفة على ما حكاه القفال، فأعرض السلطان عن مذهب أبي حنيفة، وتمسك بمذهب الشافعي رضي الله عنه.

خلاصه ترجمه: عبدالملک جوینی – که از متکلمان و فقیهان بزرگ اهل سنت در قرن پنجم و استاد غزّالی است- در کتاب فقهی – اصولی‌اش با نام مغیث الخلق فی اختیار الاحق، می گوید: سلطان محمود غزنوی – که از متعصبان حنفی مذهب و ناصبان اهل بیت و قاتلان شیعیان بود و بسیاری از علمای شیعه را کشت و کتابخانه بزرگ ری را در سلطنت آل بویه به آتش کشید- مذهبش حنفی بود و اهل علم و بحث در مسائلی دینی بود و اقوال شافعی را زیاد از زیان اطرافیان می شنید. روزی بر آن شد که یکی از مذاهب حنفی و شافعی را انتخاب کند لذا فقها را جمع کرد و قرار شد که قفال مروزی –که وی نیز از فقهای بزرگ شافعی و صاحب تالیفات عدیده است- دو رکعت نماز به سیره شافعی و ابوحنیفه در نزد سلطان محمود بخواند. ابتدا دو رکعت نماز با آداب کامل و مستحبات بسیار به شیوه شافعی خواند، سپس دورکعت نماز به شیوه ابوحنیفه با این حالت خواند: با لباسی از پوست سگ و نجس و وضویی از شراب خرما به طوری که مگش و پشه دور او جمع شدند و سپس رو به قبله ایستاد و بدون نیت آغاز کرد و به فارسی تکبیر گفت و مانند خروس صدا کرد،‌نه رکوعی کرد نه سجودی و در تشهدش نیز ضرطه زد (= از خودش بادی خارج کرد!!) و گفت: ای سلطان این بود نماز ابوحنیفه! سلطان محمود ناصب هم گفت اگر این نماز، نماز ابوحنیفه نبود، تورا میکشتم! زیرا هیچ دینداری این گونه نماز نمی‌خواند! حنیفه چنین نمازی را انکار کرد. سلطان به قفال امر کردکه کتاب ابوحنیفه را بیاورد. او هم آورد و یک نصرانی نیز خواند و سلطان دید که همان طور است که قفال گفته بود.این شد که از مذهب ابوحنیفه (ملعون) برگشت و شافعی شد ( و به قول معروف: از چاله درآمد توی چاه افتاد!)



تاریخ الاسلام: ج29، ص72؛‌ مولف: ذهبی (متوفی 748 قمری)؛ تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى؛ چاپ: الأولى؛ سال چاپ: 1407 - 1987م؛ چاپخانه: لبنان/ بيروت - دار الكتاب العربي؛ ناشر: دار الكتاب العربي.

الوافی بالوفیات: ج17، ص27؛ مولف: صفدی (متوفی 764 قمری)؛ تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى؛ سال چاپ: 1420 - 2000م؛ چاپخانه: بيروت - دار إحياء التراث.

صفدی بعد از نقل این حکایت می‌گوید: قطعا ابوحنیفه این گونه نمازنخوانده است لذا سزاوار است که گفته شود اهل مذهب او این گونه نماز می‌خوانند!! البته هر یک از این کارها به تنهایی طبق قواعد مذهب درنماز جایز است!!! (یعنی جایز است که فقط در نماز اِخراج ریح کرد و ضرطه زد یا مثلاً با شراب وضو گرفت یا پوست سگ پوشید!!)

مرآة الجنان و عبرة الیقظان:‌ج 3، ص 19و20؛ مولف:‌ یافعی (متوفی 768قمری)؛ تحقيق: وضع حواشيه: خليل المنصور؛ چاپ: الأولى؛ سال چاپ: 1417 - 1997 م؛ ناشر: منشورات محمد علي بيضون / دار الكتب العلمية.

طبقات الشافعیین: ص 187؛ مولف: ابن کثیر دمشقی (متوفی 774 قمری)؛ تحقيق: أنور الباز؛ چاپ: الأولى؛ سال چاپ: 2004م؛ ناشر: دار الوفاء / بلد النشر: المنصورة.

**

درپایان، به رأی همعصران وی و علمای اهل سنت درباره لعن ابوحنیفه نیز اشاره می‌کنیم:



قال نعيم عن الفزاري كنت عند سفيان بن عيينة فجاء نعى أبى حنيفة فقال لعنه الله كان يهدم الاسلام؛

خبر مرگ ابوحنیفه که سفیان بن عیینه رسید، گفت: خدا لعنتش کند (آمیییین!!!) او اسلام را نابود کرد!

بخاری نیز درباره ابوحنیفه گفته است: ما ولد في الاسلام مولود أشر منه هذا ما ذكره البخاري؛

در اسلام، مولودی شرتر از ابوحنیفه زاییده نشده است!!!



ابن عبد البر؛ (متوفی 463 قمری) الانتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء، بيروت - دار الكتب العلمية، ص 149و150.



از قدیم گفته اند: الفضل ما شهدت به الأعداء... اما بجاست که بگوییم: الذم ما شهدت به الأحباء!!!



عبدالزهراء – سلمان فاطمی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


سایت islamtxt.ir یکی از بهترین و مفیدترین سایت های شیعه در موضوع نقد وهابیت و پاسخ به شبهات آنها بود که تقریبا در مهر ماه سال 1393 به دلیل نامعلومی از دسترس خارج شد _ بنابر گزارشی توسط وهابیت هک شد _ و کشیدن انتظار بازگشایی آن ، ده ماه شد تا اینکه با عنایت خدا ، موفق شدیم بسیاری از مطالب سایت اسلام تکس شیعه را بازگردانیم . مقالاتی که علامت * خورده اند ، فاقد مطلب هستند ؛ زیرا تاکنون موفق نشدیم به آنها دست یابیم. البته امیدواریم نویسندگان مقالات ، به این وبلاگ مراجعه کنند و مقالات ستاره دار را در اختیارمان قرار دهند ...
بالای صفحه
اسلام تکس | پاسخ به شبهات
firefox
opera
google chrome
safari