close
تبلیغات در اینترنت
پایکوبی یکی از صحابه در مرگ عمر! ( جدید)
جمعه 26 مرداد 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : عبد الحیدر حیدری |

امان از دست این روافض ! هر ساله وقتی سالگرد کشته شدن مولایمان عمر میشود نمیدانم چه میشود ! همه شان خوشحالند !

من که گیج شده ام ! زیرا فرقی ندارد که ماه کشته شدن مولایمان ربیع الاول باشد یا ذی الحجه ! چون در هر صورت این روافض باز هم از مرگ مولایمان خوشحال میشوند !

شاید تبعیّت از آن یکی مولای عادل (!) - ابوجهم - میکنند که از خبر مرگ مولایمان عمر آنقدر خوشحال شد که همانند دخترها شروع کرد به رقصیدن - رضوان الله علیهما - !!!!

بسم الله الرحمن الرحیم
رقصیدن یکی از صحابه در مرگ عمر !

اهل تسنن و وهابیت همواره به شیعیان طعنه میزنند که ایشان دچار اعتقادات فاسد هستند زیرا همه صحابه را عادل نمی دانند و بلکه بر ایشان طعن میزنند .
یکی از دیگر از طعن های ایشان بر شیعه این است که با خلفای 3گانه دشمن هستند و از سالمرگ ایشان خوشحال میشوند .
ما در این نوشتار میخواهیم نشان دهیم که اگر خوشحالی بر مرگ عمر بدعت است و با دینداری منافات دارد ، پس امری است که در زمان صحابه نیز وجود داشته و بلکه آنها بنیان گذار این بدعت (!!) بوده اند !

محمد بن سعد
ابن سعد چنین گزارش میدهد:

وَكَانَ اسْمُ أَبِي جَهْمٍ عُبَيْدًا. وَأَسْلَمَ يَوْمَ فَتْحِ مَكَّةَ ... وَكَانَ شَدِيدَ الْعَارِضَةِ، فَكَانَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ قَدْ أَشْرَفَ عَلَيْهِ وَأَخَافَهُ حَتَّى كَفَّ مِنْ غَرْبِ لِسَانِهِ عَلَى النَّاسِ، فَلَمَّا مَاتَ عُمَرُ سُرَّ بِمَوْتِهِ . قَالَ: وَجَعَلَ يَوْمَئِذٍ يَخْتَبِشُ فِي بَيْتِهِ.


اسم ابوجهم ، عبید بود . او در فتح مکه اسلام آورد . وی دارای سر زبان دار و سخنور بود و عمر بن خطاب از او ناراحت بود و وی را ترسانده بود تا از زبانش تیزش در قبال مردم دست بردارد . وقتی عمر از دنیا رفت ، ابوجهم از مرگ او
خوشحال شد در خانه اش به پایکوبی و رقص پرداخت.


الجزء المتمم لطبقات ابن سعد [الطبقة الرابعة من الصحابة ممن أسلم عند فتح مكة وما بعد ذلك] ، ج1ص 376 ، المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد (المتوفى: 230هـ) ، تحقيق ودراسة: الدكتور/ عبد العزيز عبد الله السلومي ، الناشر: مكتبة الصديق - الطائف، المملكة العربية   السعودية ، عام النشر: 1416 هـ

 


أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله
ابن عساکر شافعی نیز در همین مطلب را در مورد ابوجهم بیان میدارد :

وكان اسم أبي جهم عبيدا وأسلم يوم فتح مكة وقدم المدينة بعد ذلك فابتنى بها دارا وكان شديد العارضة فكان عمر بن الخطاب قد أشرف عليه وأخافه حتى كف من غرب لسانه عن الناس فلما مات عمر سر بموته قال وجعل يومئذ يخنبش في بيته .


تاريخ دمشق ، ج 38 ص 177 ، المؤلف: أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ) ، المحقق: عمرو بن غرامة العمروي ، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع ، عام النشر: 1415 هـ - 1995 م



جمال الدین بن منظور
ابن منظور نیز در مختصر تاریخ دمشق میگوید :

أسلم أبو جهم يوم فتح مكة، وقدم المدينة بعد ذلك، فابتنى بها داراً، وكان شديد العارضة، فكان عمر بن الخطاب قد أشرف عليه وأخافه، حتى كف من غرب لسانه عن الناس، فلما مات عمر سر بموته، قال: وجعل يومئذ يخنبش في بيته، ومات بالمدينة في خلافة معاوية، ويقال: بقي أبو جهم إلى فتنة ابن الزبير، وفيها مات.


وسپس معنای واژه « خنبشه » را بیان میکند :


الخنبشة: أن يقفز على رجليه كما يفعل الجواري.


خنبشه : یعنی بالا و پایین پریدن بر روی پاها آنچنان که دختران چنین میکنند .


مختصر تاريخ دمشق لابن عساكر ، چ 16 ص 22-23 ، المؤلف: محمد بن مكرم بن على، أبو الفضل، جمال الدين ابن منظور الانصاري الرويفعى الإفريقى (المتوفى: 711هـ) ، المحقق: روحية النحاس، رياض عبد الحميد مراد، محمد مطيع، دار النشر: دار الفكر للطباعة والتوزيع والنشر، دمشق - سوريا ، الطبعة: الأولى، 1402 هـ - 1984م

 



شمس الدین ذهبی
ذهبی نیز در به عمل ابوجهم اشاره میکند :

سُرَّ بِمُصَابِ عُمَرَ، لِكَوْنِهِ أَخَافَهُ، وَكَفَّ مِنْ بَسْطِ لِسَانِهِ -رَضِيَ اللهُ عَنْهُ-


ابوجهم از مصیبت عمر خوشحال شد زیرا (قبلاً) عمر او را ترسانده بود و تا جلوی زبانش را بگیرد.


سير أعلام النبلاء ، ج 2 ص 557 رقم 117 ، المؤلف : شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى : 748هـ) ، المحقق : مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط ، الناشر : مؤسسة الرسالة ،الطبعة : الثالثة ، 1405 هـ / 1985 م

 


همو در تاریخ اسلامش میگوید :
ابْتَنَى أَبُو جَهْمٍ بِالْمَدِينَةِ دَارًا وَكَانَ عُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَدْ أَخَافَهُ وَأَشْرَفَ عَلَيْهِ حَتَّى كَفَّ مِنْ غَرْبِ لِسَانِهِ، فَلَمَّا تُوُفِّيَ عُمَرُ سُرَّ بِمَوْتِهِ، وَجَعَلَ يَوْمَئِذٍ يَحْتَبِشُ فِي بَيْتِهِ


و در توضیح آن میگوید :

يَعْنِي يَقْفِزُ عَلَى رِجْلَيْهِ.


یعنی بر روی پاهایش (بالا و پایین ) می پرید


تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام ، ج 2 ص 737 ، المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: 748هـ) ، المحقق: الدكتور بشار عوّاد معروف ، الناشر: دار الغرب الإسلامي ، الطبعة: الأولى، 2003 م

 


البته علمای اهل تسنن بیان کرده اند که علت ناراحتی ابوجهم از عمر صرفاً بخاطر تهدید و ارعاب از جانب خلیفه دوم بوده ولی ترساندن یک نفری که سر زبان دارد چه علل دیگری میتواند داشته باشد ؟
علمای اهل تسنن بیان کرده اند که ابوجهم از نسب شناسان بسیار قهّار قریش بوده و بلکه از 4 نسب شناس برتر قریش بوده و حتی ابن حزم ، در ابتدای انسابش ، ابوالجهم را در کنار ابوبکر به لحاظ علم نسب شناسی میگذارد !!

بلاذری در انساب اشرافش چنین میگوید :


وَكَانَ يجلس فِي مجلسه فِي أيام عمر هُوَ وعقيل بْن أَبِي طالب، ومخرمة بْن نَوْفَل الزُّهْرِيّ، فما يكاد يمر بهم رجل من قُرَيْش إِلا ثلبوه، وَقَالُوا: كَانَتْ جدته كَذَا وأمه كَذَا فبلغ عمر رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ ففرق بينهم.


در زمان عمر ، ابوجهم و عقیل بن ابوطالب و مخرمه بن نوفل در مجلسی نشسته بودند و هیچ فردی از قریش نبود که از آنجا رد میشد و آنها عیبهای او را میگفتند که مادر بزرگ او فلان بود و مادرش فلان !
این سخن به گوش عمر رسید و بین آنها جدایی انداخت ( مجلس را به هم زد )

جمل من أنساب الأشراف ، ج 10 ص 484 ، المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ) ، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي ، الناشر: دار الفكر - بيروت ، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م



شاید عمر از بیان برخی از حقایق نسبش می ترسید زیرا خود او گفته بود که از نسب وی ، قبل از خطّاب (پدرش) سوال نکنند :

وَإِيَّاكُمْ وَالطَّعْنَ فِي النَّسَبِ، اعْرِفُوا مِنْ أَنْسَابِكُمْ مَا تَصِلُونَ بِهِ أَرْحَامَكُمْ وَتَأْخُذُونَ بِهِ وَتَقْطَعُونَ بِهِ، وَاتْرُكُوا مَا سِوَى ذَلِكَ، لَا يَسْأَلْنِي أَحَدٌ وَرَاءَ الْخَطَّابِ

برحذر باشید از طعن زدن در نسب یکدیگر ، نسبتان تا مادرتان را بدانید و آن را بگیرید و ما بقی را رها کنید . هیچکس هم در مورد قبل از خطّاب از من سوال نکند.


و یا گفته است :

ايُّهَا النَّاسُ تَعَلَّمُوا أَنْسَابَكُمْ لِتَصِلُوا أَرْحَامَكُمْ، وَلَا يَسْأَلْنِي أَحَدٌ مَا وَرَاءَ الْخَطَّابِ


ای مردم ، نسبهایتان تا مادرتان را بشناسید و هیچکس از من در مورد (نسب من ) قبل از خطّاب سوال نکند.


تاريخ المدينة لابن شبة ، ج 3 ص 797-798 ، المؤلف: عمر بن شبة (واسمه زيد) بن عبيدة بن ريطة النميري البصري، أبو زيد (المتوفى: 262هـ) ، حققه: فهيم محمد شلتوت ، طبع على نفقة: السيد حبيب محمود أحمد - جدة ، عام النشر: 1399 هـ

 


در هر صورت خیلی مهم نیست که علت ناراحتی ابوجهم از عمر چیست بلکه مهم این است که با کشته شدن یک صحابه عادل (!) ، یک صحابه عادل (!) دیگر نه تنها خوشحالی کرده بلکه دست افشانی و پایکوبی میکند.
العبد الاحقر – مقداد العلوی

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : پنجشنبه 19 شهريور 1394 | نظرات () بازدید : 81


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


سایت islamtxt.ir یکی از بهترین و مفیدترین سایت های شیعه در موضوع نقد وهابیت و پاسخ به شبهات آنها بود که تقریبا در مهر ماه سال 1393 به دلیل نامعلومی از دسترس خارج شد _ بنابر گزارشی توسط وهابیت هک شد _ و کشیدن انتظار بازگشایی آن ، ده ماه شد تا اینکه با عنایت خدا ، موفق شدیم بسیاری از مطالب سایت اسلام تکس شیعه را بازگردانیم . مقالاتی که علامت * خورده اند ، فاقد مطلب هستند ؛ زیرا تاکنون موفق نشدیم به آنها دست یابیم. البته امیدواریم نویسندگان مقالات ، به این وبلاگ مراجعه کنند و مقالات ستاره دار را در اختیارمان قرار دهند ...
بالای صفحه
اسلام تکس | پاسخ به شبهات
firefox
opera
google chrome
safari