close
تبلیغات در اینترنت
رفتار یزید بن معاویه با سر مطهر امام حسین علیه السلام (جدید)
شنبه 31 شهریور 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : عبد الحیدر حیدری |

داد و بیداد میکرد که  : این روضه های رافضی ها هم اش دروغه ! اصلاً این حرفهایی که میزنین اتفاق نیفتاده ! چه کشکی چه دوغی ! کجا سر حسین {علیه السلام} رو بردن پیش یزید ! همه اش دروغه ! شیخ الاسلام ابن تیمیه هم میگه همش دروغه !

از ذهبی و ابن کثیر گرفته تا ابن جوزی و ابن عساکر و ابن اثیر و حتی زید بن ارقم هم فریاد زدند : دروغ نگو وهابی !

 بسم الله الرحمن الرحیم
نحوه رفتار یزید بن معاویه با راس مطهّر امام حسین علیه السلام


توهین به خدا از آنجایی شروع شد که عربی سوسمار خور در دوران جاهلیت میخواست رسول الله صلی الله علیه وآله را به قتل برساند و بعد از اسلام ظاهری اش که در پی مطامع دنیوی بود ، به خاتم الانبیاء جسارت کرد و او را مردکی هذیان گو معرفی نمود . و هنوز کفن آن بزرگوار خشک نشده بود که به خانه دخترش حمله کرد و با آتش زدن آن و سیلی زدن بر صورت مبارک آن مخدرّه سبب شهادت ایشان شد .
بعد از او بود که دیگر اعراب جسارت بر توهین به وحی و خاندان وحی را بیش از پیش در خود احساس کردند و لذا معاویه بن ابوسفیان ، طراحی شهادت امیرالمومنین علیه السلام کرد و همچنین امام حسن علیه السلام را مسموم نمود.
در پی این پدر بی پدر (!) پسر میمون بازش وارد میدان شد تا از جرگه اعمال همان کسی که معبود وی در زمامداری اش بود عقب نیفتد ، لاجرم دست به شهادت امام حسین علیه السلام زد تا نام نحسش را در کنار نام دیگر معبودانش یه یادگار بگذارد و لعن و نفرین ابدی را برای خودش بخرد.


زمانی که در کربلا ، آن وقایع مشهور که مخالف و موالف بدان شهادت داده اند  اتفاق افتاد ، عمر بن سعد سر مطهر امام حسین علیه السلام را برای یزید بن معاویه ملعون فرستاد . ارباب تواریخ بیان کرده اند که نحوه برخورد آن ملعون با راس نورانی امام حسین علیه السلام چگونه بود.

1 - در کتاب « المحن » این چنین نوشته شده :
وحدثني بكر بن حماد قال حدثنا زهير بن عباد الرواسي قال حدثنا أبو عمر الصنعاني عن حرام بن عثمان قال أتي برأس الحسين بن علي بن أبي طالب فألقي بين يدي يزيد بن معاوية بن أبي سفيان فجعل يضرب وجهه بقضيب ويدخله في فمه وعينيه
فقال زيد بن أرقم إرفع قضيبك عن مكانه فقال يزيد ولم قال إني رأيت فم رسول الله صلی الله علیه وسلم مكانه
فقال يزيد إنك شيخ قد خرفت فاقتحم زيد عن السرير وكان جالسا عليه مع يزيد
فقال العجب من هذا فأشهد لقد رأيت النبي صلی الله علیه وسلم يجلسه على فخذه اليسرى واضعا يده على رأسه وهو يقول اللهم إني استودعكه وصالح المؤمنين فكيف حفظت وديعة رسول الله صلی الله علیه وسلم
قال حرام بن عثمان حدثت بهذا الحديث بالعراق فلما قدمت المدينة حدثني سعيد بن معاذ وغيره أنهم حضروا ذلك حين قاله زيد بن أرقم ليزيد

حرام بن عثمان روایت میکند : سر حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام را آورده و جلوی دستان یزید بن معاویه انداختند . پس او با چوبدستی بر صورت حسین بن علی علیه السلام میزند و آن چوب را داخل دهان وچشمان او میکرد.
زید بن ارقم گفت : آن چوب را بکش . یزید گفت : چرا ؟
زید گفت : من دیدم که رسول الله صلی الله علیه وآله دهانش را بر آن صورت مینهاد.
یزید گفت : تو پیرمردی خرفت شده ای و در حالی که زید در کنار یزید بود ، ناگهان زید را از جایش انداخت پایین .
زید گفت : تعجب میکنم از او ! من شاهد بود که رسول الله صلی الله علیه وآله ، حسین علیه السلام را بر روی پای چپش مینهاد در حالی که با دست بر روی سرش میکشید و میفرمود : بار خدايا! من اين حسين را با مؤمنين نيكوكار بتو مى‏سپارم.
پس اين چگونه عملى است كه شما با امانت پيامبر خدا انجام ميدهيد!؟
حرام بن عثمان (راوی روایت ) گفت : من این روایت را در عراق بیان کردم و وقتی به مدینه رسیدم ، سعید بن معاذ و دیگران بیان کردند که زمانی که این سخن را زید به یزید گفته در آنجا حاضر بوده اند.

المحن ، ج 1 ص 158 - 159 ، اسم المؤلف:  أبو العرب محمد بن أحمد بن تميم بن تمام التميمي الوفاة: 333هـ - 944م ، دار النشر : دار العلوم - الرياض - السعودية - 1404هـ - 1984م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د عمر سليمان العقيلي





2 - ابن طیفور در ضمن بیان خطبه حضرت زینب سلام الله علیها میگوید :

كلام زينب بنت علي بن أبي طالب عليه وعليها السلام
قال لما كان من أمر أبي عبد الله الحسين بن علي عليهما السلام الذي كان وانصرف عمر بن سعد لعنه الله بالنسوة والبقية من آل محمد وآله ووجههن إلى ابن زياد لعنه الله فوجههن هذا إلى يزيد لعنه الله وغضب عليه فلما مثلوا بين يديه أمر برأس الحسين عليه السلام فأبرز في طست فجعل ينكث ثناياه بقضيب في يده وهو يقول:
يا غراب البين أسمعت فقل ... إنما تذكر شيئاً قد فعل
ليت أشياخي ببدر شهدوا ... جزع الخزرج من وقع الأسل
حين حكت بقباه بركها ... واستحر القتل في عبد الأشل
لأهلوا واستهلوا فرحاً ... ثم قالوا يا يزيد أن لا تشل
فجزيناهم ببدر مثلها ... وأقمنا ميل بدر فاعتدل
لست للشيخين إن لم أثئر ... من بني أحمد ما كان فعل
فقالت زينب بنت علي عليهما السلام صدق الله ورسوله يا يزيد ثم كان عاقبة الذين أساءوا إن كذبوا بآيات الله وكانوا بها يستهزئون أظننت يا يزيد أنه حين أخذ علينا بأطراف الأرض وأكناف السماء فأصبحنا نساق كما يساق الأسارى إن بنا هوانا على الله وبك عليه كرامة وإن هذا لعظيم خطرك فشمخت بأنفك ونظرت في عطفيك جذلان فرحاً حين رأيت الدنيا مستوسقة لك والأمور متسقة عليك وقد أمهلت ونفست

سخن زینب دختر علی بن ابی طالب علیه السلام
وقتی جریان ابوعبدالله الحسین علیه السلام شد آنچه که شد ( = یعنی ایشان شهید شد ) عمر بن سعد لعنه الله زنان و بقیه ال محمد علیهم السلام را به نزد ابن زیاد لعنه الله فرستاد و ابن زیاد ملعون نیز آنان را به نزد یزید فرستاد . وقتی آنها به نزد یزید رسیدند یزید دستور داد تا سر حسین علیه السلام را بیرون آورده و درون طشتی قرار دادند و او با چوبدستی بر دندانهای ایشان میزد و میگفت :

يا غراب البين أسمعت فقل ... إنما تذكر شيئاً قد فعل
ليت أشياخي ببدر شهدوا ... جزع الخزرج من وقع الأسل
حين حكت بقباه بركها ... واستحر القتل في عبد الأشل
لأهلوا واستهلوا فرحاً ... ثم قالوا يا يزيد أن لا تشل
فجزيناهم ببدر مثلها ... وأقمنا ميل بدر فاعتدل
لست للشيخين إن لم أثئر ... من بني أحمد ما كان فعل
خدا ورسولش راست ميگويد كه فرموده است: سپس عاقبت آن افرادى كه بد رفتارى كردند اين شد كه آيات خدا را تكذيب و مسخره نمودند. اى يزيد! تو گمان كردى: چون راه قطرهاى زمين و افق‏هاى آسمان را بر ما بسته‏اى و ما نظير اسيران سوق داده ميشويم ما نزد خدا خوار هستيم و تو نزد او گرامى خواهى بود. و اين موضوع نشان ميدهد كه تو نزد خدا اهميت دارى!؟ لذا با حالت بزرگ منشى به اطراف خود نظر ميكنى، فوق العاده مسرورى از اينكه دنيا بتو رو كرده، امور تو منظم و مرتب شده، مقام سلطنت ما براى تو با صفا شده، آرام باش! آرام باش!

بلاغات النساء ، ص 25 - 26 ، اسم المؤلف:  أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور الوفاة: 280 ، دار النشر : مطبعة مدرسة والدة عباس الأول، القاهرة -1326 هـ - 1908 م ، محقق :  أحمد الألفي



3 و 4 - ابوسعد منصور آبی و ابن حمدون در ضمن بیان خطبه حضرت زینب کبری سلام الله علیها در کاخ یزید ؛ به این جسارت یزید نیز اشاره میکنند :
زينب بنت علي عليه السلام

قيل : لما قتل الحسين عليه السلام ، ووجه ابن زياد لعنه الله رأسه والنسوة إلى يزيد لعنه الله ، أمر برأس الحسين عليه السلام فأبرز في طست ، وجعل ينكت ثناياه بقضيب وينشد : ليت أشياخي ببدر شهدوا . . . الأبيات المعروفة . فقالت زينب بنت علي عليها السلام : صدق الله ورسوله يا يزيد ' ثم كان عاقبة الذين أساءوا السوأى أن كذبوا بآيات الله وكانوا بها يستهزءون ' أظننت يا يزيد أنه حين أخذ علينا بأطراف الأرض وأكناف السماء ، فأصبحنا نساق كما يساق الأسارى ، أن بنا هواناً على الله ، وبك كرامة ؟ وأن هذا لعظيم خطرك ؟  ....

زینب دختر علی علیه السلام
گفته شده : وقتی حسین علیه السلام کشته شد ، وابن زیاد لعنه الله سر او و زنان را به نزد یزید لعنه الله فرستاد ، پس یزید دستور داد تا سر حسین علیه السلام را بیرون آورده و درون طشتی بندازند و سپس با چوبدستی بر دندانهایش میکوبید و سرود :
اى كاش بزرگان من كه در جنگ بدر جزع و فزع قبيله: خزرج را از آن زد و خوردها مشاهده نمودند مى‏بودند (و ميديدند كه من چگونه از حسين انتقام آنان را گرفتم).
پس براى اين عملى كه من انجام دادم اظهار فرح و خوشحالى ميكردند و مى‏گفتند: اى يزيد دستت بريده و شل مباد
این ابیات معروف است .
پس زینب دختر علی علیه السلام گفت : ای یزید ! خدا و رسولش راست گفته اند که : سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!
. اى يزيد! تو گمان كردى: چون راه قطرهاى زمين و افق‏هاى آسمان را بر ما بسته‏اى و ما نظير اسيران سوق داده ميشويم ما نزد خدا خوار هستيم و تو نزد او گرامى خواهى بود. و اين موضوع نشان ميدهد كه تو نزد خدا اهميت دارى!؟
نثر الدر في المحاضرات ، ج 4 ص 17 ، اسم المؤلف:  أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خالد عبد الغني محفوط
التذكرة الحمدونية ، ج 6 ص 262 ، اسم المؤلف:  ابن حمدون محمد بن الحسن بن محمد بن علي الوفاة: 608هـ ، دار النشر : دار صادر  - بيروت/لبنان - 1996م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : إحسان عباس ، بكر عباس


5 -
ابن حبان نیز در الثقات چنین میگوید :


فلما وضع الرأس بين يدي يزيد بن معاوية جعل ينقر ثنيته بقضيب كان في يده ويقول ما أحسن ثناياه

وقتی سر حسین بن علی علیه السلام را جلوی یزید گذاشتند، او با چوبدستی به دندانهای او میزد و میگفت : چه دندانهای زیبایی !

الثقات ، ج 2 ص 313 ، اسم المؤلف:  محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354 ، دار النشر : دار الفكر - 1395 - 1975 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : السيد شرف الدين أحمد

 



6 - ابونعیم اصفهانی در معرفه الصحابه میگوید :

أَخْبَرَنَا خَيْثَمَةُ بْنُ سُلَيْمَانَ، فِي كِتَابِهِ، ثنا الْفَضْلُ بْنُ يُوسُفَ الْقَصَبَانِيُّ، ثنا سَعِيدُ بْنُ عُثْمَانَ الْخَزَّازُ، ثنا عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَةَ، عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ الْقُرَشِيِّ، قَالَ: لَمَّا أَتَى يَزِيدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ بِرَأْسِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ، تَنَاوَلَهُ بِقَضِيبٍ، فَكَشَفَ عَنْ ثَنَايَاهُ، فَوَاللهِ مَا الْبَرَدُ بِأَبْيَضَ مِنْ ثَنَايَاهُ ، ثُمَّ أَنْشَأَ يَقُولُ:
يُفَلِّقْنَ هَامًا مِنْ رِجَالٍ أَعِزَّةٍ ... عَلَيْنَا وَهُمْ كَانُوا أَعَقَّ وَأَظْلَمَا
فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ عِنْدَهُ: يَا هَذَا، ارْفَعْ قَضِيبَكَ، فَوَاللهِ رُبَّمَا رَأَيْتُ شَفَتَيَّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَكَانَهُ يُقَبِّلُهُ، فَرَفَعَ مُتَذَمِّرًا عَلَيْهِ فَغَضِبَ"

عبدالواحد قرشی گفت : وقتی سر حسین بن علی علیه السلام را برای یزید بن معاویه آوردند ، با چوبدستی لبانش را کنار زد تا دندانهایش مشخص شد که به خدا قسم ! برف به سفیدی آنها نبود و سپس شعری سرود .
مردی به یزید گفت : چوبت را عقب بکش که به خدا قسم دیدمکه دو لب پیامبر صلی الله علیه وآله بر آن صورت بوسه میزد.
یزید نیز به زور چوبش را عقب کشید و بر آن مرد غضب کرد

معرفة الصحابة ، ج 6 ص 3154 رقم 7262 ، اسم المؤلف:  أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر : دار الوطن للنشر، الرياض ، الطبعة: الأولى 1419 هـ - 1998 م ، تحقيق: عادل بن يوسف العزازي

 


7 - شجری جرجانی نیز چنین روایت میکند :

دخل بعض بني أمية على يزيد فقال : أبشر يا أمير المؤمنين قد أمكنك الله من عدوك - يعني الحسين بن علي عليهما السلام - قد قتل ووجه برأسه فوضع بين يدي يزيد في طشت ، فأمر الغلام فرفع الثوب الذي كان عليه حتى إذا رآه خمر وجهه بكمه كأنه شم منه رائحة ....قالت : أي والذي ذهب بنفسه وهو قادر أن يغفر له لقد رأيته يقرع ثناياه بقضيب في يده ويقول أبياتاً من شعر ابن الزبعري ، ولقد جاء رجل من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فقال له : قد أمكنك الله من عدوك وعدو أبيك فاقتل هذا الغلام ينقطع هذا النسل ، فإنك لا ترى ما تحب وهم أحياء آخر من ينازع فيه - يعني علي بن الحسين عليهم السلام ، لقد رأيت ما لقي أبوك من أبيه ، وما لقيت أنت منه

برخی از بنی امیه بر یزید وارد شدند و گفت : بشارت باد بر تو ای امیرالمومنین (!) که خداوند دشمنت – حسین بن علی – را در چنگ تو قرار داده . او کشته شد و سرش را آورده اند . پس آن سر را در میان طشتی در جلوی یزید قرار دادند . یزید به غلامش دستور داد تا پارچه روی سر حسین بن علی را بردارد تا اینکه صورت ایشان را دید که گویی از آن بوی خوشی می آمد .... راوی میگوید : قسم به خدا دیدم که یزید با چوبدستی در دستش به دندانهای حسین {علیه السلام} میزد و اشعاری از ابن زبعری (=یکی از کفار جاهلیت ) میخواند . در همین هنگام مردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وارد شد و گفت : خداوند دشمن تو دشمن پدرت را در چنگ تو قرار داده پس این پسر را بکش تا نسل آنها برچیده شود. و تا زمانی که آنها – یعنی علی بن الحسین علیه السلام - زنده هستند تو بدانچه میخواهی نمیرسی و من دیده ام که پدر تو از پدر ایشان و تو از او چه کشیده اید ....

كتاب الأمالي وهي المعروفة بالأمالي الخميسية ، ج 1 ص 230 ، اسم المؤلف:  المرشد بالله يحيى بن الحسين بن إسماعيل الحسني الشجري الجرجاني الوفاة: 499 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1422 هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد حسن اسماعيل

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، ج 69 ص 159 - 160 ، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري




8 - سمعانی نیز در الانساب میگوید :

ولم يبق من أولاد الحسين ذكر إلا غلام مريض وهو علي بن الحسين يقال له زين العابدين ولما حملت الرؤوس إلى يزيد بن معاوية وضع رأس الحسين بين يديه وأنشأ يزيد يقول بقضيب على فمه :
نفلق هاما من رجال أعزة  *** علينا وهم كانوا أعق وأظلما 

از اولاد ذکور حسین علیه السلام کسی باقی نماند مگر پسری مریض حال که همان علی بن الحسین است که به او زین العابدین میگویند . و وقتی سرهای شهدای کربلا به نزد یزید بن معاویه برده شد ، سر حسین علیه السلام را جلوی یزید گذاشتند و یزید در حالی که با شاخه درختی بر دهان حسین می کوبید میخواند :
پس شكافته شد سرها از مردانى گرامى بر ما ، و اينان نافرمانان و ستمكارانى بودند.

الأنساب ، ج 3 ص 476 ، اسم المؤلف:  أبي سعيد عبد الكريم بن محمد ابن منصور التميمي السمعاني الوفاة: 562هـ ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الله عمر البارودي

 


9 - ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق چنین میگوید :

رجل له صحبة كان عند يزيد بن معاوية حين أتي برأس الحسين بن علي إن لم يكن أبا برزة الأسلمي أو زيد بن أرقم فهو غيرهما
مردی است که مصاحبت رسول الله صلی الله علیه وآله را داشته در نزد یزید بن معاویه بود وقتی سر حسین بن علی علیه السلام را برای او آوردند .وی اگر ابا برزه اسلمی یا زید بن ارقم نباشد ، کسی غیر از آنها میباشد.

و سپس به همان روایتی که ابونعیم اصفهانی بیان کرده ، اشاره میکند:
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، ج 68 ص 95 ، اسم المؤلف:  أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري
این سخن ابن عساکر و استناد او به آن روایت نشان میدهد که در زمان آوردن سر مطهر امام حسین علیه السلام به نزد یزید ، هم زید بن ارقم و هم ابو برزه اسلمی در آن مجلس بوده اند و هم فردی دیگر از صحابه رسول الله صلی الله علیه وآله.



10 - ابن جوزی حنبلی نیز به این عمل جسورانه یزید اشاره میکند :

عن قبيصة بن ذؤيب الخزاعي قال قدم برأس الحسين فلما وضع بين يدي يزيد ضربه بقضيب كان في يده ثم قال :
يفلقن هاما من رجال أعزة  *** علينا وهم كانوا أعق وأظلما 

قبیصه بن ذویب خزاعی میگوید : سر حسین علیه السلام را آورده و وقتی در مقابل یزید گذاشتند ، او با چوبدستی که در دست داشت به آن سر میزد و میگفت :
پس شكافته شد سرها از مردانى گرامى بر ما ، و اينان نافرمانان و ستمكارانى بودند.

و همچنین از مجاهد ( راوی و مفسر مشهور اهل تسنن ) روایت میکند :
عن مجاهد قال جيء برأس الحسين بن علي فوضع بين يدي يزيد بن معاوية فتمثل بهذين البيتين يقول :
ليت أشياخي ببدر شهدوا  *** جزع الخزرج من وقع الأسل 

مجاهد میگوید : سر حسین بن علی علیه السلام آورده شده و در مقابل یزید بن معاویه گذاشته شد و یزید این ابیات را خواند:
اى كاش بزرگان من كه در جنگ بدر جزع و فزع قبيله: خزرج را از آن زد و خوردها مشاهده نمودند مى‏بودند (و ميديدند كه من چگونه از حسين انتقام آنان را گرفتم).

المنتظم في تاريخ الملوك والأمم ، ج 5 ص 343 ، اسم المؤلف:  عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج الوفاة: 597 ، دار النشر : دار صادر - بيروت - 1358 ، الطبعة : الأولى


ابن جوزی در کتاب « الرد علی المتعصب العنید المانع من ذم الیزید » به این امر نیز اشاره میکند :

ثم دعا ابن زياد زحر بن قيس فبعث معه رأس الحسين ورؤوس أصحابه إلى يزيد
سپس ابن زیاد از زحر بن قیس خواست تا سر حسین علیه السلام و اصحابش را که در نزد او بود را برای یزید بن معاویه ببرد.


عن (أبي الوَضِي) ، قال : نُحرتْ الإبل التي حُمل عليها رأس الحسين وأصحابه فلم يستطيعوا أكلها ، كانت لحومها أمرّ من الصبر .

فلما وصلت الرؤوس إلى يزيد جلس ودعا بأشراف أهل الشام فأجلسهم حوله ، ثم وضع الرأس بين يديه ، وجعل ينكت بالقضيب على فيه ، ويقول :
نفلقن هاماً ، من رجال أعزَّةٍ ... علينا ، وهم كانوا أعقّ وأظلما

ابی وضی گفت : شتری را که سر حسین و اصحابش بر روی آن بود را نحر کردند ( ذبح کردند ) ولی نتوانستند گوشت آن را بخورند زیرا گوشتش از صبر ، تلخ تر بود.

وقتی سر آنها به نزد یزید رسید ، در کاخش نشست و اشراف شام را دعوت کرد و آنها را دور تا دور آن سر ها نشاند و سپس سر حسین علیه السلام را در میان دستانش گذاشت و با چوبدستی بر آن میکوبید و میخواند :
پس شكافته شد سرها از مردانى گرامى بر ما ، و اينان نافرمانان و ستمكارانى بودند.

الرَّد على الْمُتَعَصِّبِ العَنيد الْمَانِع مِنْ ذَمِّ يَزِيد، ص 56 - 60 ، اسم المؤلف:  عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي أبو الفرج الوفاة: 597 ، دار النشر : دار الکتب العلمیه - بيروت – 1436 ه/2005 م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق :الدكتور هيثم عبد السلام محمّد

** صبر اگر به فتح صاد و کسر باء باشد به معنای عصاره درختی تلخ میباشد . و اگر به فتح صاد و سکون باء باشد به معنای صبر زرد که نام دارویی میباشد ، است.

 




11 -
ابن اثیر نیز در اسد الغابه میگوید :


وكان أبو برْزَة عند يزيد بن معاوية لما أُتي برأس الحسين بن علي ، فرآه أبو برْزَةَ وهو يَنْكُثُ ثَغْر الحُسَين بقَضِيب في يده ، فقال : لقد أخذَ قضيبُك من ثغره مأخذاً ربَّما رأيت رسولَ الله صلى الله عليه وسلّم يَرْشفه ، أما إنك يا يزيد تجيء يوم القيامة وابنُ زياد شفيعك ، ويجيءُ هذا ومحمد شفيعه . ثم قام فَوَلَّى

ابوبرزه در زمانی که سر حسین بن علی علیه السلام را آوردند ، در نزد یزید بن معاویه بود و دید که یزید با چوبدستی به دندانهای جلوی حسین علیه السلام میزند و لذا گفت : چوبت را بر دندانی زدی که دیدم پیامبر اکرم آن را می بوسید . ای یزید ! تو در قیامت می آیی در حالی که شفیعت ابن زیاد است و صاحب این سر ( حسین علیه السلام) می آید در حالی که محمد صلی الله علیه وآله شفیعش میباشد . سپس بلند شد و از مجلس رفت.


أسد الغابة في معرفة الصحابة ، ج 5 ص 337 ، اسم المؤلف:  عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق :عادل أحمد الرفاعي

 


12 – انصاری تلمسانی نیز چنین روایت میکند :

وأُتي يزيد برأس الحسين عليه السلام. فلما وضع بين يديه جعل ينكت أسنانه بقضيب كان في يده ويقول: كان أبو عبد الله صبيحا. فقال النعمان بن بشير: ارفع يدك يا يزيدُ عن فم طالما رأيت رسول الله صلى الله عيه وسلم يُقبِّلُه

راس حسین علیه السلام را برای یزید آوردند . وقتی آن را جلوی او قرار دادند ، با چوبدستی بر دندانهای میزد و میگفت : ابوعبدالله زیبا بود !

نعمان بن بشیر (صحابی ) گفت : یزید ! دستت را از بکش از دهانی که میدیدم رسول الله صلی الله علیه وآله بر آن بوسه میزد.

الجوهرة في نسب النبي وأصحابه العشرة ، ج 2 ص 218 ، اسم المؤلف:  محمد بن أبي بكر بن عبد الله بن موسى الأنصاري التِّلمساني المعروف بالبُرِّي الوفاة: 644 ، دار النشر : دار الرفاعي للنشر والطباعة والتوزيع - الرياض ، الطبعة: الأولى، 1403 هـ - 1983 م ، نقحها وعلق عليها: د محمد التونجي، الأستاذ بجامعة حلب


این جریان جسارت یزید به تواتر در کتب اهل تسنن آمده به طوری که بسیاری از علمای اهل تسنن این مطلب را به صورت امری واضح و ارسال مسلمات بیان کرده اند و یا وقوع آن را در ترجمه برخی از صحابی که در آن مجلس بوده اند نقل کرده اند و یا برخی دیگر نیز برخی اسناد آن را قوی دانسته اند همانند ذهبی که در تاریخ اسلامش ، روایتی را که شجری جرجانی و ابن عساکر در کتبشان آورده اند را قوی میداند :

وذكر الحكاية وهي طويلة قوية الإسناد . رواه عبد الرحمن بن أبي نصر ، عن أحمد بن محمد بن عمارة ، عن المذكور


این حکایتی طولانی است که اسناد آن قوی میباشد و عبدالحرمن بن ابی نصر از احمد بن محمد بن عماره از حمزه نقل کرده است.


تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 5 ص 107 ، اسم المؤلف:  شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى



و لذا شبهه ابن تیمیه مخذول که مدعی است جریان جسارت یزید به سر مطهر امام حسین علیه السلام کذب است و سر ایشان هرگز به نزد یزید نیامد، مردود است و ذهبی به آوردن سر امام حسین علیه السلام به نزد یزید، تصریح دارد :
وقد ذكرنا في الحوادث من غير وجه أن الرأس قدم به على يزيد .
قبلا در بیان حوادث (عاشورا) بیان کردیم که سر – حسین بن علی علیه السلام – به نزد یزید آورده شد.
تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 5 ص 106 ، اسم المؤلف:  شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى

و ابن کثیر دمشقی نیز بر این امر صراحت دارد که :
وقد اختلف العلماء بعدها فى رأس الحسين هل سيره ابن زياد إلى الشام إلى يزيد أم لا على قولين الأظهر منهما أنه سيره إليه وقد ورد فى ذلك آثار كثيرة فالله أعلم
علما در اینکه آیا ابن زیاد سر حسین علیه السلام را به شام و نزد یزید فرستاد اختلاف کردند که آیا فرستاد یا خیر ؟! ظاهر این است که ابن زیاد ، سر حسین علیه السلام را به به نزد یزید فرستاد که در مورد انجام آن روایات زیادی آمده است .
البداية والنهاية ، ج 8 ص 192 ، اسم المؤلف:  إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774 ، دار النشر : مكتبة المعارف - بيروت

البته مشابه چنین جسارتی را در مورد عبیدالله بن زیاد ( پسر عموی یزید بن معاویه ) نیز نقل کرده اند که نشان میدهد دشمنی بنی امیه با اهل بیت علیهم السلام امری موروثی میباشد.

العبد الاحقر – مقداد العلوی

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : چهارشنبه 18 شهريور 1394 | نظرات () بازدید : 218

این نظر توسط سهیل در تاریخ 1395/8/7 و 11:30 دقیقه ارسال شده است

برای اسلام و مسلمانا متاسفم که شخصی مثل تو میخواد از دین حمایت بکنه.شروع مطالب با عبارت (یک عرب سوسمارخور) جز نژادپرستی عدم درکت از دین رو نشون نمیده..یادت نره پیامبر اسلام و تمام امامان و اصحاب این بزرگواران عرب بودند
پاسخ : سلام علیکم. احتمالا منظورشان آنطور که شما برداشت کردید نبوده است .


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


سایت islamtxt.ir یکی از بهترین و مفیدترین سایت های شیعه در موضوع نقد وهابیت و پاسخ به شبهات آنها بود که تقریبا در مهر ماه سال 1393 به دلیل نامعلومی از دسترس خارج شد _ بنابر گزارشی توسط وهابیت هک شد _ و کشیدن انتظار بازگشایی آن ، ده ماه شد تا اینکه با عنایت خدا ، موفق شدیم بسیاری از مطالب سایت اسلام تکس شیعه را بازگردانیم . مقالاتی که علامت * خورده اند ، فاقد مطلب هستند ؛ زیرا تاکنون موفق نشدیم به آنها دست یابیم. البته امیدواریم نویسندگان مقالات ، به این وبلاگ مراجعه کنند و مقالات ستاره دار را در اختیارمان قرار دهند ...
بالای صفحه
اسلام تکس | پاسخ به شبهات
firefox
opera
google chrome
safari